امپلنت های دندانی کوتاه | بیماری

پیش زمینه

هدف از این مقاله، آزمایش به کار گیری امپلنتای دندانی کوتاه (short dental implants) به خاطر بازسازی ارتفاع استخون لثوی (alveolar bone)کوتاه شده. در این مقاله، از MedLine (PubMed و Ovid)، دانشنامه وب ISI و دیتابیسای مربوط به Cochrane واسه بررسی، استفاده شده. کلمات کلیدی سرچ شده در این پایگاه های اطلاعاتی شامل عباراتی مثل: امپلنتای دندانی (و بعضی عبارات دیگه بوده) هستش. چکیده ها بوسیله دو بررسی جدا از هم بررسی شده. مقالات مورد استفاده در این بررسی، به زبون انگلیسی به چاپ رسیده و داده هایی در مورد به کار گیری امپلنتای با طول کمتر از ۱۰ میلی متر در ناحیه عقبی گزارش شده. در واقع با کم شدن ارتفاع استخون، امکان قرار گرفتن امپلنت درازتر بدون به کار گیری عمل جراحی اضافی، ممکنه. مقالاتی که در مورد امپلنتای ارتودنسی و هم اینکه برشای بعد مربوط به بازسازی جراحیا، در این بررسی، مورد استفاده قرار نگرفتن. هر مورد تناقص آمیز میان دو بررسی، بوسیله یه مرور سوم حل شد. هیچ چارچوب وقتی مورد استفاده قرار نگرفت.
از ۷۹۱ مقاله ای که در اول یافت شد، حذف تکرارها با به کار گیری نرم افزار اندنوت X5 موجب شد تا ۵۳۸ مقاله بمونه. بعد از انتخاب تحقیقات از دیتابیسا، یه بیبلوگرافی تشکیل شده از ۳۲ مقاله مطلوب به خاطر تحقیق در مورد بقیه موارد انشار یافته، استفاده شد و بدین وسیله، دو مطالعه دیگه، اضافه شد.
بررسی یافته های بدست اومده از تحقیقات جور واجور در مورد به کار گیری امپلنتای دندانی کوتاه نشون داده که این نوع از بازسازی می تونه مؤثر باشه و با به کار گیری امپلنتای با طول استانداد، قابل مقایسه س. این مطالعه، رو ساخته که امپلنتای با سطح صاف و طولی در حدود ۶ تا ۱۰ میلی متر که در بخش عقبی فک، قرار داده می شن، راه حل ترجیح داده. به هرحال، داده های جزئی تر در این مورد ، نیازمند تحقیقات بیشتر در آینده س.

پیش زمینه

به کار گیری ایمپلنتا و پیشرفت تکنولوژیای جراحی که توانایی بازسازی ارتفاع استخون لثوی (alveolar bone) کوتاه شده رو آماده می کنه، به یه درمان استاندارد تبدیل شده. تو یه سمت، این روش ها شاخصای جدید به خاطر به کار گیری امپلنتا رو آماده می کنه و در سمت دیگه، اونا موجب افزایش خطر مشکلات می شه. با اینحال، هر اقدامی روی استخوانایی مانند آماده سازی استاندارد واسه قرار گرفتن امپلنت، می تونه موجب مشکلات کوتاه شدن یا بلند شدن، شه.
این مشاهدات منتهی به ارائه پیشنهاداتی در مورد جایگزینی روشای ترمیمی با روشای ساده تر شده طوری که به کار گیری این روش ها، موجب کاهش نیاز به اقدامات اضافی می شه. پس، کمک این مطالعه، بررسی مقالاتیه که در مورد استفده از امپلنتای دندانی کوتاه در مواردیه که ارتفاع استخون لثوی در بخش انتهایی کوتاه شده. این روش، به عنوان یه روش جانشین و به منظورافزایش نیروی جلوبرنده، مورد استفاده قرار گرفته.

مطالب و روش ها

در ۹ آوریل ۲۰۱۳، MedLine (PubMed و Ovid)، دانشنامه وب ISI و دیتابیسای مربوط به Cochrane واسه بررسی، مورد استفاده قرار گرفته. کلمات کلیدی سرچ شده در این پایگاه های اطلاعاتی شامل عباراتی مثل: امپلنتای دندانی (و بعضی عبارات دیگه بوده). چکیده ها بوسیله دو بررسی جدا از هم بررسی شده. مقالات مورد استفاده در این بررسی، به زبون انگلیسی به چاپ رسیده و داده هایی در مورد به کار گیری امپلنتای با طول کمتر از ۱۰ میلی متر در ناحیه عقبی گزارش شده. در واقع با کم شدن ارتفاع استخون، امکان قرار گرفتن امپلنت درازتر بدون به کار گیری عمل جراحی اضافی، ممکنه. مقالاتی که در مورد امپلنتای ارتودنسی و هم اینکه برشای بعد مربوط به بازسازی جراحیا، در این بررسی، مورد استفاده قرار نگرفتن. هر مورد تناقص آمیز میان دو بررسی، بوسیله یه مرور سوم حل شد. هیچ چارچوب وقتی مورد استفاده قرار نگرفت.
واسه بررسی موضوعی کامل، مقالات مورد استفاده به دو گروه تقسیم شد: یافته های درمانی وفاکتورایی که روی تاثیر درمان موثر هستن.

یافته های

از ۷۹۱ مقاله ای که در اول یافت شد، حذف تکرارها با به کار گیری نرم افزار اندنوت X5 موجب شد تا ۵۳۸ مقاله بمونه. بعد از انتخاب تحقیقات از دیتابیسا، یه بیبلوگرافی تشکیل شده از ۳۲ مقاله مطلوب به خاطر تحقیق در مورد بقیه موارد انشار یافته، استفاده شد و بدین وسیله، دو مطالعه دیگه، اضافه شد.
روش انتخاب به نمودار گردشی PRISMA ارائه شده(شکل ۱). ۱۹ مقاله (۵۶ % مقالات) در گروه یافته های درمانی قرار گرفتن و ۱۵ مقاله باقیمونده (۴۴ % مقالات) شامل مقالاتی بود که در بخش گروه فاکتورهای مؤثر بر درمان قرار گرفتن.

تعریف امپلنت کوتاه و نشونه های به کار گیری اونا

عبارت امپلنت کوتاه یه عبارت غیر عینیه. در بیشتر مقالات به چاپ رسیده، این عبارت به عنوان طول امپلنتی تعریف می شه که بین ۵ تا ۱۰ میلی متره. اولین امپلنتای این یه جور، که دارای طولی برابر با ۷ میلی متر بودن، در سال ۱۹۷۹ بوسیله Branemark system معرفی شد. امروزه، بیشتر شرکتای تولیدکننده امپلنت، امپلنتایی رو ارائه دادن که کوتاه تر از ۸ میلی متره. این مسئله موجب استفاده عادی از این امپلنتا در موارد لازم شده.
به کار گیری امپلنتای کوتاه تر در بخشای جانبی استخون آلواره و فک عادی شده. این نواحی مستعد لاغر شدن هستن چون اولین دندونای آسیاب، اولین دندانایی هستن که در بیشتر موارد، از دست می رن. بعد از خارج شدن این استخوانا ،لاغرشدن سطح استخون در ۳۰ تا % موارد ایجاد می شه. این روند، به زمان خارج شدن استخون و فاکتورهای پاتولوژی موجود وابسته. خارج شدن دندانه های آسیاب هم اینکه می تونه منتهی به ایجاد فرایندهای بد دیگری مانند انحراف دندونای آسیاب دوم به سمت چاله ایجاد شده، شه که این مسئله منتهی به ایجاد بارهای ناجور می شه. این بارهای منجربه لاغر شدن موضعی استخون می شه.
این فهمیده شده که خارج شدن دندونای بالایی (به طور خاص دندونای آسیاب)، منتهی به افزایش حجم سینوس آرواره ای می شه و در نتیجه، لاغرشدن استخون از سطح سینوسی، شروع می شه. این فرض شده که فشار هوای داخل سینوس و ویژگیای غشاء مخاطی مربوط به این سینوس، نقش مهمی در این روند، اجرا می کنه. این فهمیده شده که در خیلی از مواردی که به دلیل عفونت، Calwell-Luc Mucosectomy ایجاد می شه، سینوس تخریب می شه و این لاغر شوندگی قابل توجه در بخش لثوی، مشاهده نشده. زمان خارج شدن، سن، جنس، زمینه ژنتیکی، مریضی مربوط به دهن، و به کار گیری دندون مصنوعی ممکنه روی اندازه لاغرشدن استخون، اثر داشته باشه. علاوه بر این، موضعی شدن عصبای تحتانی فک، می تونه هم اینکه پتانسیل درمان با به کار گیری امپلنت رو محدود کنه.
Oikarinen و همکارانش یه مطالعه با به کار گیری تصویربرداری رو روی ۴۳۱ مریض ۶۵ ساله انجام دادن. اونا فهمیدن که به کار گیری امپلنت دست کم طول ۶ میلی متری، در بخش استخون جانبی فک، فقط در ۳۸ % از موارد ممکنه و فقط در ۵۰ % از موارد، به کار گیری اون در ناحیه جانبی فک، ممکن هستش. پس، کمک این مطالعه، خلاصه کردن و بررسی مروری امکان به کار گیری امپلنتای دندانی کوتاه در مواردیه که ارتفاع استخون لثوی کم شده.

یافته های درمانی

۱۳ مطالعه بالینی و ۵ مقاله مروری معیارهای مربوط به عمومیت رو برطرف کردن.

تحقیقات بالینی

واسه بررسی کامل برروی یافته های بالینی، از سطوح طبقه بندی با به کار گیری دلایل مربوط به تاسک فورس (task force) استفاده شده (جدول ۱). دو مقاله، بررسیای کنترلی بودن، ۹ مقاله شامل تحقیقات قبلی بوده و ۲ مورد هم موارد سری بوده. پس، فقط دو مقاله کنترلی دارای سطح مناسبی واسه استفاده به عنوان یه پایه در تصمیم گیریای بالینیه.

تعداد کل امپلنتای کوتاه قرارداده شده در ناحیه پشتی، ۵۶۴۳ مورد بوده که از بین اونا ۱۰۸ مورد، به طور مؤثر بررسی شدن. اقدامات بعدی بین ۱ تا ۸ سال زمان برد. از تحقیقات تک، این فهمیده شده که اطلاعات مربوط به محل، سطح و طول امپلنت، هم اینکه جمع آوری شده (جدول ۲).

اندازه موفقیت در این کار بین ۸۳.۷ % تا ۱۰۰ % است. ۹ تا از ۱۳ مطالعه، یه اندازه موفقیت بالاتر از % رو گزارش دادن. کمترین اندازه موفقیت مربوط به Deporter بوده (۸۳.۷ % ). Sanchez- Garces فهمیده س که بالاترین اندازه شکست واسه امپلنتای با سطح ماشین کاری (۸.۴ % ) هستش (اندازه شکست در امپلنتای با سطح صاف برابر با ۵.۹ % هستش). Renouard اندازه موفقیت .۶ % رو گزارش کرده و یافته های بدست اومده از آزمایشات بابینی تصادفی که بوسیله Eposito انجام شده، قابل استفاده نیس.
از بیشتر تحقیقات، این فهمیده می شه که یه موفقیت بیشتر در فک گزارش شده (نه در استخون آلواره).
طول ۵ میلی متر، به نظر بر وری یافته های اثر حیاتی داره چون بالاترین اندازه شکست، در مورد امپلنتای ۵ میلی متریی، گزارش شده. طول دوره پشتیبانی، روی اندازه موفقیت در تحقیقات، اثر نداشته.

مقاله های مروری

از ۵ مقاله مروری، یکی دارای شبه بررسی بوده. علارغم مقالات زیاد در مورد امپلنتای کوتاه که در اون، بررسیایی در مورد این بررسیا، انجام شده، یه یافته عمومی عبارتست از اینکه: دلایل عملی بیشتری لازمه. دو دلیل واسه این بیان هست: از دست دادن ثبات در طراحی مطالعه و تعداد کم تحقیقات (دلایل مناسب و مهم). به هر حال، یافته های بالینی اصلی در تموم مقالات مشابه هستن. Sun گزارش داده که بیشتر شکستایی (۵۷.۹ %) که قبل از اتصال اندام مصنوعی، ایجاد می شه، نشون دهنده یه اندازه شکست بالاتر واسه امپلنتای با سطح ماشین کاری شده در استخون آلواره، نسبت به امپلنتای با سطح صاف در فکه. فرق قابل توجه آماری میان نرخای شکست امپلنتای باطول کوتاه و استاندارد و یا میان امپلنتای قرار داده شده تو یه مرحله یا روشای دو مرحله ای، مشاهده نشده. تو یه مقاله مروری که بوسیله Annibali و همکارانش منتشر شده، یه اندازه موندگاری ۹۹.۱ % گزارش داده شده. به طور مشابه، Pommer یه فرق میان امپلنتای با سطح صاف و ماشین کاری شده، به ترتیب برابر با ۹۹.۵ % و ۹۷.۲ % گزارش شده. تنها بررسی متای انجام شده، نشون داده که اندازه موفقیت فشرده به ترتیب واسه امپلنتای با سطح ماشین کاری شده و امپلنتای با سطح صاف، برابر با .۵ % و ۹۸.۴۲ % هستش. Neldam [24] این یافته ها رو مورد تأیید قرار داد و نشون داد که یه الگوی کلی از اتلافای ایجاد شده در امپلنت، درزمان فاز درمون، ایجاد می شه. Hagi دید که هندسه سطحی نقش مهمی رو در کارایی امپلنتای دندانی با طول ۷ میلی متر و طولای کمتر داره. این فرد گزارش داد که امپلنتای پیچ دار دارای اندازه شکست بالاتری نسبت به امپلنتای ثابت شده با فشار (غیر پیچی) هستن.

فاکتورهای موثر روی یافته های درمانی

در اول، به کار گیری امپلنتای کوتاه از دید بیومکانیکی، مناسب به نظر نمی رسید و به کار گیری اونا محدود بود. به هرحال، آنالیزای المان محدود که بوسیله Pierrisnard و همکارانش انجام شده، نشون داده که تنش ماکزیمم در ناحیه امپلنت به طور زیادی به طول امپلنت وابسته. تحقیقات تجربی روی مدلای حیوونی این مسئله رو تأیید کرده که افزایش طول امپلنت از ۷ میلی متر به ۱۰ میلی متر، بهبود زیادی در مورد تکیه گاه استخون ایجاد نمی کنه.
امپلنتای کوتاه نه فقط به طور مشابه، تنش رو پخش می کنن، بلکه هم اینکه به دلیل طول اونا، ممکنه در شرایط کوتاه شدگی استخون (به خاطر پشتیبانی از خاصیت اهرمی استخون) مورد استفاده قرار گیرند. این استفاده می تونه موجب کاهش تنشای فشاری و کششی به ترتیب به اندازه ۳۴.۷ % و ۱۹ % شه.
پخش مطلوب تر نیرو هم اینکه می تونه بوسیله ایجاد قفل شدگیای داخلی میان تاج دندون هم قابل حصوله. با به کار گیری این کار، اندازه انتقال نیرو به استخون کم میشه چون این نیروها بوسیله پروتز، سیمان یا پیچ تکیه گاه، جذب می شه. Yang نشون داد که به کار گیری دو امپلنت ۷ میلی متری موجب کاهش کرنش ایجاد شده بواسطه انحراف نیرو در زوایای برابر، می شه (مشابه اتصال دو امپلنت ۱۲ میلی متری). امپلنتای شکسته بندی موجب افزایش ناحیه سطح عملکردی می شه و از این رو، شکستکی استخون رو جبران می کنن.
یه قانون بیومکانیکی مهم میگه که در موردی که ۲ ماده با مدولای الاستیک جور واجور به هم وصل شدن، وقتی تنها روی یکی از اونا بارگذاری انجام شه، بالاترین اندازه تنشا در ناحیه تماس این دو ماده ایجاد می شه. واسه امپلنتای قرار داده شده در استخون، بالاترین تنش در ۵ میلی متر اول اونا ایجاد می شه (از سطح باربر امپلنت تا ۵ میلی متر بعدی). این بخشا معمولا بوسیله ۳-۵ پیچ و مهره کنترل می شن. تحقیقات نشون داده که سطح امپلنتای در تماس با استخوانای غشایی، بیشتر در برابر نیروهایی هستن که بواسطه جویدن، درست می شن. در این حالت، بخش بسیار کمی از تنش به بخش نوک امپلنت انتقال پیدا میکنه. این داده ها پیشنهاد میده که ناحیه استخوانی در حدود ۳ تا ۵ میلی متر اول، بیشترین تمایل به لاغرشدگی رو داره. یافته های این تحقیقات منتهی به بهتر شدن بخشای عملکردی مربوط به ساختارهای امپلنتی می شه. اصلاحات انجام شده در این مورد، بیشتر درگیر اصلاح شکل پیچ و مهره س. تعداد، عمق و فاصله بین پیچا، موجب تنظیم پارامترهای مربوط به استخوانای جور واجور می شه. افزایش تعداد پیچا و عمق پیچا منتهی به پیشرفت سطح امپلنت در طول مشخص و قطر مشخص می شه. اشتباهات ایجاد شده درزمان فاز آماده سازی پروتز، یکی از موارد اصلی ایجاد کننده شکست در درمانه.در بررسی مقالات، Das Neves و همکارانش فهمیدن که ۴۵.۱ % از شکستای امپلنتی، بعد از بارگذاری، ایجاد می شه اما اگه اولین سال بارگذاری در نظر گرفته شه، اندازه شکست در ۲۷.۲ % موارد، به اندازه ۶۳.۲ % زیاد می شه. دلیل اصلی این شکستا، بارگذاری بیشتر از حده.
نسبت بد طول به تاج امپلنت (نسبت C/I) ، یکی از فاکتورهای اصلیه که پزشکان رو در مورد به کار گیری امپلنتای کوتاه، دلسرد کرده. به هر حال، این عامل تنها نقش مهمی در دندونای طبیعی اجرا می کنه که این مسئله از فیکس شدن دندون به دندونای دیگه در مقایسه با حالتی که دندانا به استخوانا فیکس می شن، ایجاد می شه. Tawil پیشنهاد داده که حتی اگه نسبت تاج به امپلنت ۲ تا ۳ برابر زیاد شه، این مسئله منتهی به افزایش خطر بیومکانیکی و از بین رفتن امپلنت می شه. هم اینکه در این حالت ، این فهمیده شده که هیچ ارتباطی میان از بین رفتن استخون در ناحیه امپلنت و نیروهای جفت شدن دندانا، وجود نداره. اون پیشنهاد کرده که طول امپلنت نباید ارتفاع تاج پروتز رو تعیین کنه اما یه نفر باید تلاش کنه تا نیروهای منفی ایجاد شده به دلیل نسبت تاج به طول امپلنت رو نابود کنه.
Blanes ، ۲ مقاله در مورد بررسی اثر نسبت تاج به طول امپلنت منتشر کرد و فهمید که در مواردی که نسبت C/I بالاتر از ۲ باشه، اندازه موندگاری برابر با .۱ % هستش. در هر دو مقاله، هیچ اثر منفی در مورد اتلاف استخون در ناحیه پیش امپلنت، مشاهده نشده. یافته های مشابه بوسیله Birdi و همکارانش گزارش شده. این افراد رابطه بین افزایش نسبت C/I و اندازه اتلاف استخون رو در امپلنتای کوتاه، بررسی کرد.
Bidez و Misch ، اثر امپلنت و رابطه اون با ارتفاع تاج پروتز رو مورد بررسی قرار دادن. اگه ارتفاع تاج از ۱۰ میلی متر به ۲۰ میلی متر زیاد شه، نیروی ایجاد شده روی امپلنت به اندازه ۱۰۰ % زیاد می شه. پس، این منطقی انگار دو امپلنت روی انتهای همدیگه قرار داده شه.
با در نظر گرفتن کارای Nedir و Malo، فاکتورهای مانند نسبت تاج به امپلنت، برآمدگیا، طول اهرم، الگوی سطح بسته، نوع سیستم امپلنت، نوع ساختمون دندانی، مستندسازی نشده ان. در بازسازی با به کار گیری پروتزها، به استثنای فاکتورهای بیومکانیکی، این مهمه سکه طول بیولوژیکی مناسبی آماده ود و ۱ تا ۲ میلی متر واسه اتصال بافت در نظر گرفته شه.

نتیجه گیری

بررسی یافته های بدست اومده در تحقیقات جور واجور در مورد به کار گیری امپلنتای کوتاه، پیشنهاد میده که بهینه سازی سطح و تبدیل سطح از حالت ماشیم کاری به سطح صاف، اندازه موندگاری بالاتری بوجود میاره. اقدامات پروتزی مناسب منتهی به بهتر شدن اثرات بالینی به کار گیری امپلنتای کوتاه در درمان می شه. اقدامات مناسب و پروتزی، موجب کاهش زمان درمان در زمان به کار گیری امپلنتای کوتاه می شه و شاخصای به کار گیری راه های امپلنتی سخت تر رو کم می کنه. این مسئله موجب کاهش مستقیم اندازه پیچیدگی و رنج مریض می شه و موجب کاهش هزینه های مربوط به درمان می شه. هر چند الان، مطالعاتی موجود، نشون دهنده اندازه موفقیت بالا در به کار گیری امپلنتای کوتاهه و پیشنهاد میده تا از این امپلنتا به عنوان یه روش جانشین استفاده شه، هنوزم مطاعاتی وجود نداره که دلایل مناسبی در مورد اقدامات پیشگیرانه و تصمیم گیریای بالینی ارائه دهد.
به کار گیری مطالب این مقاله، با ذکر منبع راسخون، بلامانعه.

منبع : راسخون

منبع :

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *