دانلود پایان نامه

– ساختار هیات مدیره

مدیران نمایندگانی هستند که از سوی مالکان واحدهای اقتصادی به منظور مدیریت منابع آنها در جهت کسب حداکثر رفاه منصوب می شوند. این ارتباط بین مالکان و نمایندگان، رابطه نمایندگی نامیده می شود. به عبارت دیگر، رابطه نمایندگی قراردادی است که به موجب آن، افراد و گروههای مختلف، فرد یا گروهی را به عنوان مباشر یا نماینده خود انتخاب می کنند و او را در جایگاه مسئول ارائه مجموعه ای از خدمات مشخص قرار دهند. در راستای انجام وظایف نمایندگی، مدیران باید در مورد نحوه به کارگیری منابع اقتصادی تحت کنترل خود، در مقابل مالکان پاسخگو باشند(علیمی دیزج، 1390).

بیسلی و پترونی[1](2001) معتقد است که مدیریت شرکت دو وظیفه مدیریت تصمیم و کنترل تصمیم را بر عهده دارد و نظارت بر کیفیت اطلاعات مالی که برای عموم منتشر می شود از وظایف کنترل تصمیم مدیریت محسوب می شود. ارزش نظارتی اعضای غیرموظف هیات مدیره بر کیفیت گزارشگری مالی را در نمونه ای از شرکتهایی که گزارشهای متقلبانه منتشر کرده بودند مورد آزمون قرار داد و به این نتیجه رسید که احتمال تقلب در گزارشگری مالی دارای رابطه منفی با تعداد اعضای غیرموظف فعال در هیات مدیره      می باشد. کلین[2](1998) مطالعه ای در مورد نقش مدیران موظف و غیرموظف در انجام وظایف مدیریت تصمیم و کنترل تصمیم مدیران انجام داد و شواهد اندکی در خصوص ارزشمند بودن حضور مدیران غیرموظف در کمیته های نظارتی از قبیل کمیته حسابرسی و نظارت بر کیفیت گزارشگری مالی بدست آورد(مویلر و اسپیتز[3]، 2006).

 

4 2- مالکیت اعضای هیات مدیره

تئوری نمایندگی انواع مشکلات پیش رو در موضوع تفکیک مالکیت و مدیریت و مکانیزمهای مناسب برای مرتفع نمودن آن را توصیف می کند از جمله این مشکلات، عدم تلاش مدیریت برای اقدام در جهت بهترین منافع مالکان و همچنین عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیران و مالکان است. مالکیت سهام از مکانیزمهایی است که به نظر می رسد دارای آثار انگیزشی برای همسوسازی منافع مدیران و مالکان باشد. با این حال اگر سطح مالکیت اعضای هیات مدیره تمرکز قدرت را به آنها بدهد و عوامل انگیزشی اندک باشد، دوباره تضاد منافع ایجاد می شود(گادفر و اناستسیا[4]، (2009).

مطالعه انجام شده توسط فینگالد و همکاران[5](2007) نشان می دهد شرکتهایی که دارای میزان بالاتری از مالکیت مدیریتی هستند، سودهای آنها از قدرت توضیح دهندگی بالایی برای بازده ها برخوردار است و همچنین دارای حجم کمتری از تعدیلات اقلام تعهدی حسابداری می باشند.

جنسن و مک لینگ[6](1976) اثبات می کنند هنگامی که مدیران دارای سهام اندکی در شرکت می باشند، انگیزه رفتارهای غیرحداکثر کننده ارزش از قبیل کوتاهی در انجام وظایف و به دست آوردن منافع اضافی افزایش می یابد. انتظار می رود با افزایش سطح مالکیت مدیران، عملکرد مدیریت و کیفیت اطلاعات مالی بهبود یابد. جدایی مالکیت و کنترل باعث ایجاد تضاد منافع بین مدیران و سهامداران می شود. ذینفعان تمایل دارند ارزش شرکت را افزایش دهند اما مدیران می خواهند بر منافع شخصی و شهرت خود بیفزایند. بر اساس نظریه شرکت، منافع مدیران باید در راستای منافع سهامداران و ذینفعان باشد.

جنسن(1986) اظهار کرد که دو نوع مالکیت وجود دارد که هزینه های نمایندگی را کاهش می دهد:

ü مورد اول، فراهم آوردن سهام سرمایه برای مدیران است.

ü مورد دوم، مالکیت سهامداران بلوکی و سرمایه گذاران نهادی که موجب می شود نظارت بر مدیران آسان شود و شرکت به عملکرد مالی بهتر دست یابد.

برخی از محققان هیچ تأکیدی بر رابطه بین مالکیت درونی یا بیرونی و عملکرد شرکت پیدا نکردند. این نتایج با نظریه نمایندگی تناقض دارد، که پیش بینی می کرد مالکیت درونی و بیرونی هنگامی که نظارت بر فعالیتهای مدیریتی افزایش یابد به همسو کردن منافع مدیران و سهامداران کمک می کند(جنسن، 1986).

تعدادی از مطالعات بیانگر رابطه بین مالکیت درونی و عملکرد شرکت بود. شیلفر و همکاران[7](1988)، رابطه مثبت و غیرخطی بین سهام مدیران و Q توبین[8] پیدا کردند. آنها رابطه ای مثبت و معنادار برای مالکیت 0- 5 درصد، رابطه ای منفی و معنی دار برای مالکیت 5 – 25 درصد و رابطه ای مثبت و معنادار برای مالکیت 25-100 درصد ارزش شرکت دست یافتند. هزینه های نمایندگی در نتیجه جدایی مالکیت کنترل به وجود می آید و افزایش پیدا می کند، این امر منجر به کوچک شدن هیات مدیره می شود تا مشکل نمایندگی کاهش یابد. بنابراین ساختار مالکیت یک عامل تعیین کننده در اندازه هیات مدیره می باشد. این موضوع تأیید می کند که نظارت به وسیله مدیران بیرونی و مالکیت مدیریتی، روشهای جایگزینی برای کنترل محسوب می شوند. بنابراین اگر مالکیت مدیر بالا باشد، مدیران غیرمؤظف کمتر می شوند و در نتیجه هیات مدیره کوچکتر خواهد شد(علیمی دیزج، 1390).

مارک و همکاران[9](1988)، ترکیب هیات مدیره را در صنعت بیمه آزمون کردند و دریافتند که اگر مدیران غیرمؤظف یا مدیران دارای کنترل باشند شرکتها هیات مدیره کوچک دارند.

 

[1] Beasley

[2] klein

[3] Mueller & Spitz

[4] Godfre & Anastecia

[5] Finegold et al

[6] Jensen & Meckling

[7] Scheifer et al

[8] Q Tobin

[9] Marck et al

دانلود پایان نامه