دانلود پایان نامه

دوره تصدی حسابرس

دوره تصدی حسابرس یکی از معیارهای اندازه­گیری کیفیت حسابرسی است که به تعداد سالهای متوالی که موسسات حسابرسی یک صاحبکار را مورد رسیدگی و حسابرسی قرار می­دهد، اطلاق می شود. انجام عملیات حسابرسی صاحبکار توسط یک موسسه حسابرسی طی سنوات متمادی، به دلیل آشنایی تیم حسابرسی با عملیات حسابرسی صاحبکار، می­تواند موثرتر صورت گیرد. چنانچه مؤسسه حسابرسی تجربه انجام حسابرسی مؤسسه صاحبکار برای چندین سال را داشته باشد، علاوه بر اینکه اعضای تیم حسابرسی شناخت بیشتری نسبت به کار صاحبکار خواهد داشت، موجب تسریع در انجام عملیات حسابرسی، کاهش هزینه­های حسابرسی و افزایش کیفیت حسابرسی می­گردد. نتایج پژوهش­های خارج از کشور نشان می­دهد که بالا بودن دوره تصدی حسابرس، موجب افزایش شناخت و تخصص حسابرس در صنعت صاحبکار مربوطه شده و همچنین موجب بالا رفتن سطح کیفیت حسابرسی خواهد شد(قراچورلو و بادآورنهندی، 1392).

مایرز و همکاران[1](2003)، گزارش دادند چنانچه طول زمان ارتباط حسابرس با صاحبکار افزایش یابد، کیفیت سودهای گزارش شده افزایش می­یابد. جانسون و همکاران[2](2002)، دریافتند که، وقتی دوره تصدی حسابرس بلندتر باشد کیفیت سود گزارش شده (که با توجه به اقلام تعهدی پایداری آن اندازه­گیری شده است)، بالاتر است.

کارسلو و ناقی[3](2004) و فلاتح[4](2006) در پژوهش­های خود در مورد کیفیت حسابرسی از دوره تصدی حسابرس به عنوان یکی از شاخص­های اندازه­گیری کیفیت حسابرسی استفاده کرده­اند. آنها مرز دوره تصدی را 5 سال در نظر گرفته­اند. البته در یکی از پژوهش­های موجود توسط نانسی و همکاران(2004) مرز دوره تصدی حسابرس 3 سال در نظر گرفته شده است (کارسلو و ناجی، 2004).

 

30 2- استقلال حسابرس

هر مخلوق و پديده اي در دنيا عضو مهمي به نام مركز يا هسته دارد كه وجودش بر محوريت آن است و بدون اين مركز و هسته فاقد معني است. در حرفه حسابرسي اين هسته استقلال نام دارد و حسابرسي بدون استقلال نيز بي معنا خواهد بود. به همين دليل است كه معمولاً صفت مستقل همراه با حسابرسي آورده مي شود(آرنس و همکاران[5]، 2009).

برای استقلال دو بعد در نظر گرفته اند؛ بعد ظاهري كه استقلال ظاهري نام داشته، متكي بر پرهيز از حالاتي است كه باعث شك و ترديد يك فرد منطقي و آگاه از تمام شرايط و حالات نسبت به بي طرفي حسابرسي مي شود. بعد باطني، معنوی يا فكري كه به ‌خود حسابرس بستگي داشته و قابل اندازه گيري يا مشاهده مستقيم نیست(بیسلی و پترونی، 2001).

استقلال جوهره و روح حسابرسي است و حسابرسي بدون استقلال فاقد ارزش و معني است.

استقلال در فرهنگ وبستر(1986)، رهايي از تأثير، كنترل يا اراده ديگري يا ديگران تعريف شده است.

دی آنجلو(1981) مي گويد حسابرسي مستقل است كه بتواند گزارشهاي حسابرسي خود را متناسب با عقيده و نظر واقعي اش منتشر كند.

نپ(1985)، استقلال را توانايي مقاوت در برابر فشار صاحبكار مي داند.

ماگي و تسنگ[6](1990)، معتقدند اگر استقلال وجود نداشته باشد قضاوت حسابرس با اعتقاداتش در مورد سياست گزارشگري صاحبكار سازگار نخواهد بود.

لي و گو[7](1998)، استقلال را عدم وجود تباني بين حسابرس و مديريت شركت صاحبكار مي دانند.

از نظر فدراسيون بين المللي حسابداران(2001)، استقلال داراي دو بعد است. استقلال ظاهري(حسابرس مستقل به نظر برسد) و استقلال باطني(حسابرس به طور واقعي مستقل باشد).

ديدگاههاي جديد، ديگر استقلال را حالتي ذهني و هم معني با بيطرفي و درستكاري نمي دانند بلكه آن را به معني از بين بردن منافع مادي و شرايطي مي دانند كه حسابرس تحت تأثير اين عوامل مادي نتواند نظر واقعي خود را بيان كند. يعني در شخصيت تجاري حسابرس به شخصيت ذهني و قضاوتي ديدگاههاي اخير حركتي از حسابرس شروع شده است.

ريتر و ويليامز[8](1992)، معتقدند به دليل اين كه عنصر تشكيل دهنده حرفه حسابرسي يعني استقلال، نيز از شخصيت قضاوتي به شخصيت اقتصادي در حال تغيير است، حرفه حسابرسي نياز دارد كه به احتمال تحت تأثير قرار گرفتن توجه كند و حساسيت نشان دهد.

کار مایکل[9](1999) نيز مي گويد جداسازي استقلال از مفاهيم اخلاقي نظير بيطرفي و درستكاري نتايج بسيار مفيدي براي حرفه حسابرسي خواهد داشت.

کلمه حسابرس بیشتر مواقع با کلمه مستقل همراه و تزئین می‌شود. به این مفهوم که شخصی که کار حسابرسی صاحبکار را می‌پذیرد، از سازمان مورد نظر مستقل است و هیچ‌گونه منفعت مستقیم و یا غیرمستقیمی که بتواند بر اظهارنظر وی تاثیر بگذارد، ندارد. اما در مواردی مشاهده می‌شود که در عین حال که حسابرس استقلالی(چه به‌صورت ظاهری و چه به‌صورت واقعی) از مجموعه ندارد، گزارشهای حسابرسی تهیه‌ شده با عنوان گزارش حسابرسی مستقل تهیه و تنظیم می‌شود. بنابراین حسابرسان باید در به‌کارگیری این کلمه در گزارشهای خود با احتیاط بیشتری عمل کنند تا در نبود یک سیستم پوشش بیمه‌ای مناسب، مجبور به پرداخت هزینه‌های ناشی از دعاوی بر علیه خود(به‌علت گزارشهای نادرست که متاثرکننده سرمایه‌گذاری است) نباشنــد. با برخوردار کردن حسـابرسان از خدمات حمایتی منـاسب(بیمه مسئولیت حسابرسان) که جبران‌کننده خطاهای حسابرسان در گزارش رسمی است، می‌توان بخشی از محدودیتهای موجود در مبحث استقلال حسابرسان را پوشش داد(قراچورلو و بادآورنهندی، 1392).

اهمیت مفهوم استقلال در حسابرسی مستقل به حدی است که برای اثبات آن به‌ عنوان یکی از شالوده‌ها در ساختار تئوری حسابرسی، به توجیه اندکی نیاز داریم و این موضوع برخلاف سایر تئوری های حسابرسی است.

از آنجا که گزارشهای حسابرسان مستقل موجب اعتباربخشی به اطلاعات حسابداری و منابع تصمیم‌گیری گروههای ذینفع در شرکت می‌شود، استقلال حسابرس یک مفهوم ضروری به ‌نظر می‌رسد. اگر حسابرس مستقل از مدیریت صاحبکار جدا نباشد، چیزی به اعتبار صورتهای مالی نمی‌افزاید. این انتظار وجود دارد که حسابرسان به شایستگی و درستکاری در حرفه خود عمل کنند، و از آنها انتظار می‌رود که در انجام این کار اجازه ندهند که قضاوتها و تصمیم‌گیریهای شان زیرنفوذ و تاثیر مدیریت صاحبکار قرار گیرد(بیسلی و همکاران، 2001).

مهمترین استاندارد حسابرسی که حسابرسان را از اظهارنظر نسبت به صورتهای مالی منع می‌کند، مگر آنکه مستقل از واحد مورد حسابرسی باشد، استقلال است. بدین معنی که استقلال با داشتن منافع مالی با اهمیت، در استخدام بودن، به واحد وام دادن و یا از آن وام گرفتن و روابط مختلف دیگر، از بین می‌رود.
بدین ترتیب با اینکه در متون استانداردهای حسابرسی به استقلال حسابرس پرداخته شده، لیکن در این متون تعریفی مستقل با ابعادی مشخص مورد توجه قرار نگرفته است؛ همچنانکه در آیین رفتار حرفه‌ای استقلال حسابرس در قالب احکام قابل اجرا بدین صورت تعریف شده است:

“هنگامی که حسابداران حرفه‌ای مستقل مسئولیت انجام کاری را به ‌عهده می‌گیرند که مستلزم گزارشگری حرفه‌ای است، باید فاقد هر گونه نفع و علاقه‌ای، صرف‌نظر از آثار واقعی آن باشند که ممکن است بر درستکاری و بیطرفی و استقلال ایشان تاثیر گذارد” که این مفهوم تا حدود بسیار زیادی سخت گیرانه و از جهاتی نیز باز و تفسیرپذیر است(قراچورلو و بادآورنهندی، 1392).

با توجه به نبود تعریفی جامع از استقلال، استقلال در واقع، مفهومی انتزاعی است که به ‌طور مستقیم مشاهده‌شدنی نیست و اغلب آن را به‌ عنوان حالتی ذهنی توصیف کرده‌اند که به مفاهیمی همچون بیطرفی، صداقت، امانت و شخصیت ارتباط دارد. در بیشتر تعریف های موجود، دو بعد برای استقلال وجود دارد. یکی استقلال واقعی و دیگری استقلال ظاهری، به طوری‌که بــارتلت[10](1993)، استقلال واقعی را نبود گرایش ذهنی در اجرای عملیات حسابرسی می‌داند و استقلال ظاهری را  پرهیز از شرایطی که حسابرس را در تضاد منافع آشکار با صاحبکار نشان دهد، بنابراین استقلال واقعی با بیطرفی و استقلال ظاهری به‌ طور معمول با تصور استفاده‌کنندگان از وجود تضاد منافع حسابرس در یک وضعیت معین ارتباط دارد.

استقلال حسابرسی معمولاً به‌ عنوان یک استقلال حرفه‌ای توصیف و مطرح شده است؛ یعنی بر حسب عینیتی که حسابرس از موفقیت در کار حسابرسی به عنوان یک فرد حرفه‌ای بدست می‌آورد و روشی که او برای گرداوری، ارزیابی و گزارشگری به ‌کار می‌گیرد. همچنین، حسابرسی بر اساس روش بیطرفانه صورت می‌پذیرد و این موضوع به طور سنتی، به‌ عنوان حالتی از ذهن که به مفهوم نگرش حسابرسی به روابط موجود با مدیریت صاحبکار، سهامداران و سـایر ذینفعان و استفـاده‌کنندگان صورتهای مالی است، تصور شده است(موتز و همکاران، 1961)

بدین ترتیب در هر موقعیت برای انجام حسابرسی، این سوال وجود دارد که آیا حسابرسی از نظر ذهنی مستقل از مدیریت صاحبکار و فشارهای وارد به او هنگام تصمیم‌گیریهای حسابرسی عمل کرده است یا خیر. فلینت[11](1988)، با این نگرش در مورد این موقعیت حسابرسان موافق است که استقلال حسابرس یک نگرش ذهنی است و آن را به ویژگیهای فردی یعنی درستکاری و قدرت شخصیت وی پیوند می‌دهد. با این همه، نسبت دادن مفهوم استقلال حسابرس به یک ویژگی ذهنی نامحسوس، آن را تبدیل به عبارت به ‌نسبت گنگی می‌کند که در رابطه با کار حسابرسی، تفسیر آن پیچیده و مشکل است. اما دست‌کم یک توافق عمومی وجود دارد که استقلال، نگرشی از ذهن است که اجازه نمی‌دهد نقطه‌نظرها و نتیجه‌گیریهای حسابرسی، اثرها و فشارهای ناشی از تضاد منافع افراد را در برگیرد و همواره حسابرس باید آیین رفتار حرفه‌ای را در نظر داشته باشد. در این مفهوم، استقلال مورد انتظار حسابرس را می‌توان نه ‌تنها به ‌عنوان حالتی از ذهن، بلکه حالتی از اطمینان تصور کرد که مربوط به رفتار یک فرد حرفه‌ای و فشارهای مختلف و ممکن بر درستکاری و صداقت وی باشد. در نتیجه ضروری است که تصور کنیم حسابرسان از تاثیر این فشارها به‌دورند و راههایی وجود دارد که در مقابل آن پافشاری کنند و می‌توانند وضعیت استقلال مورد انتظار را حفظ کنند(بالسام و همکاران، 2003).

 

[1] Mayers et al

[2] Jonson et al

[3] Carcelo & Naghi

[4] Falatih

[5] Arens et al

[6] Maghi & Teseng

[7] Lee & Gou

[8] Riter & Wiliams

[9] Kar maichel

[10] Bartlett

[11] Flint

دانلود پایان نامه