تحقیق – بررسی نقش طبقه اقتصادی و اجتماعی بر معیارهای همسرگزینی- قسمت 9

تحقیق – 
بررسی نقش طبقه اقتصادی و اجتماعی بر معیارهای همسرگزینی- قسمت 9

2-7- جایگاه فرد در انتخاب همسر از گذشته تا به حال
در گذشته رضایت اولیا در امر ازدواج کافی بود و اکثریت زناشویی‌ها تنها با اراده آنها شکل می‌گرفت و توجهی به خواست و خواهش جوانان نمی‌شد. همسرگزینی به شدت تحت فشار اجتماعی بود و غالباً هدف‌های اجتماعی داشت. در جامعه‌ای که فردیت مطرح نبود، علایق فردی نیز ارزشی نداشتند (اعزازی، 1376: 27؛ بهنام وراسخ، 1348: 126-124). در آن دوران علاوه بر جنبه اقتصادی، ازدواج به معنای ایجاد نوعی اتحاد خانوادگی نیز بود. اهمیت اتحاد خانوادگی از بعد سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی تا آن حد بود که خانواده‌ها همسرگزینی را در دست داشتند. انتخاب همسر از طریق خود خانواده‌ها صورت می‌گرفت و یا به زنان دلاله واگذار می‌شد و این رسم به یک ناحیه یا منطقه از جهان اختصاص نداشت بلکه پدیده‌ای همه جایی بود (اعزازی، 1376: 29-28). اما باید در نظر داشت که در برخی زمان‌ها یا مکان‌ها این قاعده شامل استثنائاتی نیز می‌شده است. در گذشته در کنار وصلت‌هایی که سهم احساسات شخصی طرفین در امر ازدواج به کمترین اندازه خود می‌رسید، حتی در گروه‌های به اصطلاح «نامتمدن» به مکانیسم‌هایی در امر همسرگزینی برخورد می‌کنیم که برای جوانان آزادی عمل قابل توجیه قائل هستند. به عنوان مثال وستر مارک در بررسی خود تحت عنوان تاریخ زناشویی از تحقیقی یاد می‌کند که توسط توماس بریج در میان اقوام «یاهان» در سرزمین «آتش» صورت گرفته است.
2-8- ازدواج در ایران
طور کلی در ازدواج ایران، نقش والدین بیش از جوامع صنعتی به چشم می‌خورد، به طوري که هنوز می‌توان گفت خانواده ایرانی (مخصوصاً در نقاطی که کمتر با فرایند تجدد آشنا شده‌اند) یکی از وظایف یا کارکردهاي خود را گزینش همسر براي فرزند یا فرزندان خود می‌داند. در فرایند ازدواج ایران، روش‌هاي گزینش همسر نیز ویژه‌اند اهم این روش‌ها خواستگاري است . در ایران، همسریابی و گزینش همسر آرام آرام از یکدیگر منفک می‌شوند. به طوري که جوانان به مرور در جریان مرحله اول (همسریابی) فعال‌تر می‌شوند اما به هنگام اتخاذ تصمیم نهایی که مستلزم ارزیابی و داوري است، کار والدین و بزرگترها آغاز می‌شود. به نظر می رسد امروزه فرزندان بیشتر مطابق با طرز فکر والدین خویش به انتخاب همسران خود می پردازند، که این نشانه تاثیر غیر مستقیم والدین بر فرزندانشان می باشد.والر می گوید، شاید به طور نا خودآگاه در افراد گرایش به این باشد که در زندگی زناشویی خود تصویری از والدین خویش داشته باشند.
خانواده ایرانی از نظرساخت انواع مختلف دارد:
الف) خانواده زن وشوهری
ب)خانواده پدری توسعه یافته
ج)خانواده زن و شوهری با ملحقات
د) خانواده غیر کامل وسایر انواع خانواده
براساس شغل رییس خانوار، طرز انتخاب همسر،میزان وابستگی به شبکه خویشاوندی و نقش زن ومرد دست کم سه نوع خانواده در شهرها را میتوان تشخیص داد(علی احمدی ، امید، به نقل از سایت مجله جامعه‌شناسی ایران، 1387).
خانواده مستقل زن و شوهری ( نوع اول):
شغل رییس خانوار در سطح بالای جامعه است ، ملاک تعلق به خانواده تحصیلات است نه درآمد، انتخاب همسر آزادانه صورت می گیرد، نقش زن ومرد مساوی است ، رفاه اجتماعی بسیاربالاست.
خانواده مستقل زن و شوهری ( نوع دوم):
شغل رییس خانوار در سطح متوسط جامعه است (خدمات پایین اداری، کارگر ماهر) ، تحصیلات در سطح پایین است، انتخاب همسر آزادانه صورت می گیرد، نقش مرد برتر از زن است ، رفاه اجتماعی پایین است و تفریحات زن ومرد جداگانه است.
خانواده زن وشوهری مهاجر:
شغل رییس خانوار خدمات جزء، کارگر غیرماهر ، تحصیلات رییس خانواده: مرد بیسواد است، برتری کامل مرددر خانواده ،رفاه بسیار پایین، تعهدات اجتماعی به دلیل فقدان شبکه خانوادگی بسیار کم و احساس غربت زیاد است.
در خانواده پدری توسعه یافته ، انتخاب همسر با موافقت و نظارت خانواده صورت می گیردمرد نقش برتر، رییس خانوار تاجر بزرگ یا متوسط،تعهدات اجتماعی بسیار بالاست.
موقعیت شغلی ، سطح تحصیلات ودرآمد والدین به عنوان شاخصهای عمده پایگاه اقتصادی–اجتماعی خانواده در نظر گرفته می شود( همان:145).
2-9- نگاهی به همسرگزینی ایران در اعصار گذشته
خانواده و ازدواج از نهادهای نخستین هستند که در تمام دوران‌های زندگی بشر و در همه جوامع وجود داشته‌اند. همانگونه که خانواده درگذر تاریخ اشکال متنوعی همچون خانواده‌های گسترده، پدرتباری، مادرتباری و… به خود گرفته، ازدواج و همسرگزینی نیز در هر نقطه از جهان شیوه‌های گوناگونی داشته است. هرچند بسیاری از انواع خانواده‌ها و شیوه‌های ازدواج و همسرگزینی در کشور ما از بین رفته و یا رواج خود را از دست داده است، اما در جای جای این کشور پهناور می‌توان آثاری از قدیمی‌ترین انواع آنهارا مشاهده کرد. در ایران همان طور که نهاد خانواده تغییرات اساسی به خود دیده است، ازدواج و همسرگزینی نیز به صورت بنیادی پیدا کرده است.
شهلا اعزازی (1376) در این مورد چنین می‌نویسد: «در گذشته، همسرگزینی به شدت تحت فشارهای اجتماعی بود و انتخاب همسر نه براساس میل و علاقه دو طرف به ازدواج، بلکه به دلیل جبر اجتماعی صورت می‌گرفت. در جامعه‌ای که فردیت مطرح نبود و علائق فردی نیز ارزشی نداشتند، ازدواج تنها راه ارتقای پایگاه اجتماعی، بود. هر چند که زن متأهل معمولاً تحت سلطه مادرشوهر بود و شوهر نیز بر روی او اعمال قدرت می‌کرد، اما به تدریج با انتقال اقتدار شوهر به زن در حیطه‌های خاص، زن تبدیل به فرد فرمان‌دهنده و پس از فوت مادرشوهر، به بالاترین مقام خانه می‌رسید. به این ترتیب، ازدواج تنها راه کسب یک نقش اجتماعی قابل قبول برای دختران بود. مردها نیز مجبور به ازدواج بودند، زیرا اداره واحد خانه که در عین حال محل تولید نسل نیز بود، بدون وجود زن که قسمتی از کارها را بر عهده می‌گرفت، امکان نداشت. با ازدواج، مرد مجرد تبدیل به مرد متأهل می‌شد که نظر اجتماعی ارزش بیشتری از مرد عزب داشت. در عین حال زن و شوهر پس از ازدواج صاحب فرزندانی می‌شدند که هم به آنها کمک می‌کردند و هم به عنوان ورثه، از مایملک خانوادگی محافظت می‌کردند. در این شرایط ازدواج‌های مجدد به فراوانی دیده می‌شد، به طوری که افراد هر چند گاه یک بار، زندگی خود را با همسر جدیدی آغاز می‌کردند. البته علت این امر، میزان بالای مرگ و میر در زنان و مردان بود. مرگ و میر زنان معمولاً ناشی از زایمان بود و مردی که همسرش وفات می‌کرد، به خصوص اگر فرزند یا فرزندانی داشت، نمی‌توانست بدون کمک زن امور خانواده را بچرخاند، و با گذشت زمانی کوتاه دوباره ازدواج می‌کرد و چون هدف اصلی ازدواج فرزندآوری بود، سعی می‌کرد با زن جوان‌تری که قادر به آوردن فرزندان بیشتری باشد، ازدواج کند».
در گذشته بیشتر مرگ و میر مردان به سبب بیماری، اتفاقات طبیعی یا جنگ بود. با مرگ همسر، زنان نیز مجبور به ازدواج مجدد بودند؛ زیرا وجود مرد برای اداره امور اقتصادی خانواده ضرورت بود.
از ویژگی‌های ازدواج در ایران در دوران گذشته می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
1- ازدواج با خویشاوندان نزدیک بسیار رواج داشت به طوری که این عقیده مرسوم بود که عقد پسرعمو و دخترعمو در آسمان‌ها بسته شده است.
2- در بسیاری از نقاط ایران دختر را از همان آغاز تولد ناف‌بر می‌کرده‌اند، یعنی او را به نام یکی از پسران فامیل نامزد می‌کرده‌اند.
3- در اکثر نقاط ایران، مراسم و تشریفات جشن ازدواج بسیار وسیع و متنوع بود، به طوری که گاهی چند روز به طول می‌انجامید.
4- پدر و مادر در انتخاب همسر برای فرزندان خود نقش اساسی و تعیین‌کننده داشتند. در اکثر موارد دختران هیچ نقشی در انتخاب شوهر آینده خود نداشتند. (جهانبخش، بی‌تا؛ به نقل از سایت مجله جامعه‌شناسی ایران، 1387).
2-10- همسرگزینی و ازدواج در ایران باستان
ایرانی‌‌ها شاخه‌ای از نژاد آریایی هستند که پس از بروز مشکلاتی در مکان اولیه خود مجبور به مهاجرت شدند و احتمالاً در حدود سه هزار سال قبل از میلاد به این کشور که بعدها به مناسبت آنان ایران نامیده شد وارد شدند. آنها به جاهای مختلف ایران وارد شدند و حکومت‌هایی را به طور ناهمزمان در جاهای مختلف ایران به وجود آوردند که در ذیل به آنها اشاره می‌شود (گروه تاریخ دفتر تحقیقات و برنامه‌ریزی و تألیف کتب درسی، 1369: 60).
2-10-1- ازدواج در بابل
زناشویی بابلی از لحاظ اکتفا کردن مرد به یک زن و وفاداری نسبت به او اختلاف زیادی با روش مسیحیان امروز نداشت. آزادی پیش از ازدواج جای خود را به وفاداری سختی پس از ازدواج می‌داد. در این دوره، اصناف گوناگون زنان بدکار، در حول و حوش معابد می‌زیستند و از این راه امرار معاش می‌کردند و بعضی از آنان که صاحب جمال و فریبنده بودند، می‌توانستند از این راه سرمایه هنگفتی گرد آورند. بابلیان مانند بسیاری از مردم امروز دنیای غرب، روابط جنسی را پیش از زناشویی مجاز می‌شمردند و به خود اجازه می‌دادند که پیش از ازدواج، آزادانه با یکدیگر ارتباط داشته باشند که در واقع ازدواج آزمایشی به شمار می‌رفت. هر وقت یکی از دو طرف می‌خواست، می‌توانست این رشته ارتباط را از هم بگسلد (راوندی، 1341: 180-179).
2-10-2- همسرگزینی و ازدواج در زمان هخامنشیان
در مذهب زرتشت، دوشیزگان و پسران عزب به ازدواج و تشکیل خانواده ترغیب شده‌اند. همین که فرزندان به سن رشد می‌رسیدند پدرانشان اسباب زناشویی ایشان را فراهم می‌ساختند. همسرگزینی به عهده پدر بود و پدر موظف بود اسباب و وسایل زناشویی دختران و پسران خود را فراهم آورد و دختر و پسر اجازه داشتند قبل از ازدواج یکدیگر را ببینند و رضایت خود را به پدرشان اعلام دارند. مردان حق داشتند فقط یک زن انتخاب کنند (زندیه، 1349: 24-22).
دامنه انتخاب همسر وسیع بود، زیرا چنانکه روایت شده ازدواج میان خواهر و برادر و پدر و دختر و مادر و پسر معمول بوده است. کنیزک و همخوابه گرفتن عنوان تجملی داشت که تنها مخصوص ثروتمندان بود. زمانی که اعیان و اشراف برای جنگ به راه می‌افتادند پیوسته دسته‌ای از این همخوابگان را با خود همراه می‌بردند. شماره کنیزکان حرم شاهی را در دوره‌های متأخر شاهنشاهی میان 329 و 360 گفته‌اند؛ چه در آن زمان عادت بر این جاری شده بود که جز در مورد زنان بسیار زیبا هیچ زنی از زنان حرم دو بار همخوابه شاهنشاه نشود. فرزند داشتن نیز مانند زناشویی از اسباب بزرگی و آبرومندی بود، پسران برای پدران خود سود اقتصادی داشتند و در جنگ‌ها به کار شاهنشاه می‌خوردند ولی دختران طرف توجه نبودند. دوشیزگانی را که از راه زنا باردار می‌شدند و درصدد سقط جنین برنمی‌آمدند ممکن بود ببخشند، چه بچه انداختن در نظر ایشان بدترین گناه بود و مجازات اعدام داشت. در کتاب مقدس عهد عتیق مخصوصاً در کتاب غزل غزل‌های سلیمان، مکرر از مسایل جنسی و عشقی و از محرومیت‌ها و موانعی که در راه جوانان وجود داشته است سخن رفته است. در کتاب مقدس مکرر به ارزش اجتماعی و اقتصادی زنان پاکدل و نیک‌نهاد اشاره شده است. زن صالحه تاج شوهر خود می‌باشد، اما زنی که خجل سازد مثل پوسیدگی در استخوان‌هایش می‌باشد و نیز در بین ملل شرق رسم چین بود که پدران نخست دختر بزرگتر و سپس دختران کوچکتر خود را به ترتیب سن، شوهر می‌دادند (رواندی، 1341: 478-476).
2-10-3- ازدواج در زمان اشکانیان
خانواده در دوره اشکانی پدر شاهی بود و ازدواج را امری حتمی و لازم می‌دانستند. به خصوص تشکیل خانواده و ازدواج را به خاطر فرزند داشتن انجام می‌دادند و پسر داشتن یکی از مهم‌ترین ارزش‌های اجتماعی بود. مردان حق داشتند یک زن عقدی و چندین زن غیرعقدی بگیرند؛ که زنان غیرعقدی جدا از زن عقدی زندگی می‌کردند (زندیه، 1349: 24). تعدد زنان غیرعقدی خصوصاً در خانواده سلطنتی از زمانی متداول شده بود که به ثروت رسیده بودند، زیرا زندگانی صحراگردی مانع از داشتن زن‌های متعدد بود. شاهان اشکانی زن عقدی خود را از شاهزاده خانم‌ها، یا لااقل زنان پارتی انتخاب می‌کردند (راوندی، 1341: 587). مهمترین امر در ازدواج، تولیدمثل و فرزند پسر خواستنی‌تر بود. همسرگزینی با پدر و مادر بود اما گاهی دختر می‌توانست با دلایل منطقی از ازدواج با فرد مورد انتخاب پدر و مادر سر باز زند و با کس دیگری ازدواج کند (زندیه، 1349: 26-25). بعضی از مورخان خارجی ازدواج شاهان اشکانی را با اقوام و خویشان نزدیک با نهایت نفرت ذکر می‌کنند؛ چنین نسبتی را نیز هرودوت به کمبوجیه و پلوتارک به اردشیر دوم هخامنشی داده‌اند. بعضی از نویسندگان پارسی زرتشتی این نسبت را رد کرده می‌گویند کلمه «خواهر» را در مورد اشکانیان نباید به معنی حقیقی فهمید. کلیه شاهزاده خانم‌ها را شاهان پارتی، خواهر می‌خواندند، زیرا از یک دودمان و خانواده بودند و دخترعمو و نوه عمو و… نیز در تحت این عنوان درمی‌آمدند. اما از سویی ازدواج با اقربای خیلی نزدیک در ایران قدیم- که موسوم به «خوتک دس» بود- پسندیده بود و ظاهراً جهت آن را حفظ خانواده و پاکی نژاد قرار می‌دادند. ولی معلوم است که زرتشتی‌های ازمنه بعد آن را مثل سایر ملل فوق‌العاده مذموم داشته‌اندمذموم داشته‌اند؛ چنانکه امروزه هم از چنین نسبتی کاملاً منزه می‌باشند (راوندی، 1341: 587).
2-10-4- همسرگزینی و ازدواج در زمان ساسانیان

این مطلب را هم بخوانید :  سایت مقالات فارسی - شناسایی و اعتبارسنجی معیارها و شاخص های ارزیابی کیفیت و نفوذ مقاله ...

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

مدیر سایت