دسترسی متن کامل – بررسی نقش طبقه اقتصادی و اجتماعی بر معیارهای همسرگزینی- قسمت 14

دسترسی متن کامل – 
بررسی نقش طبقه اقتصادی و اجتماعی بر معیارهای همسرگزینی- قسمت 14

2-18-1-3- همسان همسري از ديدگاه اجتماعي
عواملي چون نزديكي محل اقامت، خصوصيت جسماني و سن، همگوني منزلت اجتماعي در بین همسران یافت می شود. والر معتقد است که افراد خواستار ازدواج در طبقه خویش هستند.در دنياي امروز كنترل‌هاي اجتماعي، جايگزين كنترل‌هاي قانوني شده است.
هرقدر افراد در پلكان اجتماعي بالاتر روند، تأثير عوامل جغرافيايي و همجواري به آنها كمتر مي‌شود، و آنان گرايش زيادتري به ازدواج در داخل گروه خاص خودشان نشان مي‌دهند. در گروههای پایین اجتماعی نیز بر همین روال است.یعنی نه با اعضای گروههای بالاتر بلکه با کسانی از قشر میانه وصلت می کنند.
ناهمسانی دو همسر از لحاظ اجتماعی به ناهمسانی جهان بینی آنها می انجامد چون فرهنگ پذیری افراد، خلق وخوی ، آداب و رسوم ایشان در سطوح مختلف اجتماعی با یکدیگر تفاوت دارند.
2-18-1-4- همسان‌همسري تحصيلي
ميزان تحصيلات از عوامل مهم تشكيل دهنده شخصيت و بخصوص در ايران تعيين كننده وجهه اجتماعي است. لازم به يادآوري است كه نوع تحصيلات مهم نيست، آنچه در ازدواج مهم است، سطح تحصيلات است (حسيني بيرجندي، 1380: 45). سطح تحصیلات یکسان به معنای تشابه دیدگاهها و تناسب جهان بینی است. هامیلتون معتقد است بین سعادت خانوادگی و همگونی تحصیلات رابطه مستقیم وجود دارد.
2-18-1-5- همسان‌همسري از نظر امور ذهنی و معنوی
ازنظر هوش، همسرگزيني اجتماعي ـ فرهنگي در درون خود مستلزم همگوني همسران است. تمایز وسیع هوشی میان زوجین به تمایز رفتار، اعتتقادات و استدلال بین آنها می انجامد.
تحقیقات مختلف نشان داده است که برخورداری از هوش در حل و فصل مسائل زناشویی باعث خرسندی دو طرف خواهد شد.
اعتقادات ديني و مذهبي در ازدواج نقش مهمي دارد. دختر و پسري كه با اعتقادات ديني متفاوت ازدواج مي‌كنند، پس از فروكش كردن احساسات پرشور جواني، در زمينه‌هاي مختلف اختلاف نظر و احتمالاً ناسازگاري خواهند داشت. (حسيني بيرجندي، 1380: 35)
زناشویی درون گروهی بر مبنای مذهبی کماکان به قوت خود باقی است . در دنیای امروز جداییهای افراد بیشتر بر اساس مذهب است تا ملیت ایشان.
سوليوان (2001) در مطالعه‌اي درزمينة نقش مذهب و ازدواج در دانشگاه‌هاي كاليفرنيا نتيجه گرفت كه باورهاي مذهبي برخلاف ساير ملاك‌هاي زودگذر، اثر طولاني‌تري در تحكيم روابط زناشويي دارد. درمورد شبهه‌اي كه درمورد دينداري افراد، دو مطلب وجود دارد:
1 ـ ايمان و دينداري يك عقيده قلبي است كه به‌وسيلة عمل مي‌توان اصل وجود آن و درجاتش را كشف كرد. هرچه ايمان انسان قوي‌تر باشد طبعاً عمل بهتر و بيشتري را به‌همراه خواهد داشت. و برعكس از بي‌تقوايي و كم‌توجهي به وظايف و مقررات ديني مي‌توان به مقدار ضعف ايمان پي برد. بنابراين كسي ديندار كامل محسوب مي‌شود كه به همة مقررات و وظايف ديني و عبادي،‌ اخلاقي و اجتماعي مفيد باشد. اگر كسي به بعضي احكام و مقررات عمل مي‌كند و به بعضي ديگر تقيد ندارد، ديندار كامل محسوب نمي‌شود ولي به همان اندازه كه عمل مي‌كند قابل اعتماد خواهد بود، و از همين جهات هم به افراد ديگر برتري دارد.
2 ـ دينداري افراد را فقط با نماز و روزه و پاره‌اي مراسم مذهبي،‌ نمي‌توان كشف كرد. زيرا اين قبيل امور كارهاي ساده‌اي هستند كه انسان تدريجاً به آنها عادت مي‌كند. بلكه دينداري را به‌وسيلة امانتداري و وفاي به‌عهد و اجتناب از مال حرام، درست‌كاري و تقيد به امر به‌معروف و نهي از منكر، رعايت حقوق ديگران و اجتناب از ظلم و تعدي مي‌توان تشخيص داد (اميني، 1380: 100).
2-18-2- تئوري تصور از همسر مطلوب
واژه همسر ايده‌آل (مطلوب) به‌منظور بيان تصوري كه جوانان از ويژگي‌هاي فرد موردنظرشان جهت ازدواج در ذهن خود مي‌سازند به‌كار مي‌رود. در هر جامعه‌اي و بخصوص جوامعي كه در آن ازدواج و انتخاب همسر از اهميت زيادي برخوردار است از جوانان انتظار مي‌رود كه وقت قابل ملاحظه‌اي را به تفكر دربارة ترسيم ذهني ويژگي‌هاي همسر مطلوبشان اختصاص دهند. تقريباً هر جواني بخصوص دختران جوان از سنين پاياني تحصيل در دبيرستان يا حتي زودتر، تصويري از همسر ايده‌آلشان را در ذهن خود طراحي مي‌نمايند. براي بعضي از آنها اين تصوير واضح و روشن است و براي بعضي ديگر مبهم و هاله‌اي شكل. برخي از آنها نيز نسبت به داشتن يك تصوير ذهني از همسر مطلوب خود هيچ‌گونه آگاهي ندارند، اما همان‌ها نيز از ملاك‌هاي مشابهي در انتخاب همسر استفاده مي‌كنند، اما به شيوه سلبي و نه ايجابي، آنها اگرچه دقيقاً نمي‌دانند كه چه مي‌خواهند اما حداقل مي‌دانند كه چه نمي‌خواهند. آنان ممكن است افرادي را كه ازلحاظ نژاد، مليت، مذهب، طبقة اجتماعي و سطح تحصيلات تفاوت زيادي با آنها دارند از قلمرو توجه و ملاحظه خود خارج سازند. (بورگس، 1970: 255)
اگرچه تقريباً هيچ تحقيق تجربي درخصوص منشأ تشكيل تصور ذهني از همسر ايده‌آل صورت نگرفته اما مي‌توان به دو منبع مهم شكل‌گيري اين تصور اشاره كرد: ارزش‌هاي فرهنگي و نيازهاي شخصي. (آدري، 1966: 179)
ارزش‌هاي فرهنگي به‌عنوان منبع تشكيل تصور ذهني از همسر ايده‌آل
تصور و برداشت مردم از صفات شخصي مطلوب در يك همسر ايده‌آل بخشي از فرهنگ يك گروه است كه توسط اعضاي جديدتر آن گروه مورد تقليد واقع مي‌شود. اين تصورات اگرچه در مدت زمان معيني ثابت باقي مي‌مانند اما تحت شرايط و مقتضيات جديد تاحدودي متحول مي‌گردند. هر فرهنگي تصوري از همسر مطلوب را در اذهان اعضاي يك جامعه مي‌پروراند. اين تصویرسازي برحسب اينكه در آن فرهنگ چه چيزي مهم است و بسته به اينكه ازدواج در آن جامعه چه كاركردهايي را به انجام مي‌رساند متفاوت است. همچنين تعيين اينكه فرهنگ كدام ويژگي‌هاي جسماني،‌ اجتماعي و يا شخصيتي را جهت تصویرسازي مطلوب مي‌نماياند باز به معنا و مفهوم ازدواج در يك جامعه بستگي دارد. در جوامعي كه در آن به ازدواج از ديدگاه تقسيم كار و فرزندزايي نگاه مي‌شود در موقع توصيف يك زن ايده‌آل ويژگي‌هايي همچون داشتن اندامي قوي و ستبر (جهت ياري رساندن به شوهر در كشاورزي و توليد مثل) مورد تأييد واقع مي‌شود. ويژگي‌هاي فيزيكي مطلوب در مردان و زنان همراه با تحول در تمايزات نقشي زن و مرد سريعاً متحول مي‌گردند. البته ويژگي‌هاي فيزيكي مطلوب در مردان درطول سال‌ها پايدارتر باقي مي‌مانند اما امروزه باتوجه به اهميت و نقش وسايل ارتباط جمعي در شكل‌دهي به طرز تلقي‌ها، ذائقه‌ها و سليقه‌ها به‌نظر مي‌رسد كه بخشي از تحول در ويژگي‌هاي جسماني مطلوب در همسر ايده‌آل نتيجة عملكرد آن وسايل مي‌باشد. البته روشن نيست كه تا چه‌حد وسايل ارتباط جمعي آغازگر تحول در آرمان‌هاي جسماني همسر مي‌باشند و تا چه‌حد اين تحولات ناشي از تغيير تأكيد فرهنگ مي‌باشند. شايد اين گفته به حقيقت نزديك‌تر باشد كه وسايل ارتباط جمعي به تصورسازي و اشاعة ايده‌آل‌هاي درحال تكوين فرهنگ كمك مي‌رسانند. (آدري، 1966: 180)
تعريف فرهنگي از همسر مطلوب به دو طريق بر انتخاب همسر تأثير مي‌گذارد:
الف ـ بيان يك وفاق درمورد ويژگي‌هاي مطلوب يك همسر
فرهنگ از اين طريق مطلوبيت نسبي هر فرد را تعيين مي‌كند و تصاحب كساني را كه به ايده‌آل نزديك‌ترند به‌صورت يك منزل كلي و عمومي درمي‌آورد. تبيين مبتني بر منزلت طلبي درمورد ميل به زيبايي و دلربايي قابل قبول‌ترين تبيين محسوب مي‌گردد.
ب ـ فراهم آوردن مجموعه‌اي از ويژگي‌هاي مطلوب جهت انتساب به همسر
فرهنگ از اين راه باعث مي‌شود كه افراد ويژگي‌هايي را به همسر منتخب خويش منتسب نمايند، چه اين ويژگي‌ها در وي باشد و چه نباشد. اين فرآيند به فرآيند آرماني ساختن همسر معروف است. اما مطالعات تجربي اين ايده‌آل را به شكل ضعيفي مورد تأييد قرار مي‌دهد. در مطالعة اشتروس (1947) پاسخگويان تشابه فيزيكي بسيار كمي را بين همسر ايده‌ال و همسر واقعي‌شان گزارش كرده بودند. (آدري، 1966: 18)
2-18- 2-1- نيازهاي شخصي به‌ عنوان دومين منبع تشكيل تصور ذهني از همسر ايده‌آل
اگر روابط زوجين همچون روابطي تلقي شوند كه انسان‌ها در آن حداكثر ارضاي عاطفي خود را دارند طبيعي است كه تصور آنها از همسر مطلوب قوياً متأثر از آرايش شخصيتي فرد تصور كننده باشد، مستقل از تجويزات فرهنگي يا مضاعف بر آن. اين امر درمورد جنبه‌هاي روان‌شناختي همسر مطلوب صادق است. از طرف ديگر درمورد اينكه جنبه‌هاي فيزيكي همسر ايده‌آل متأثر از شخصيت تصور كننده باشد شواهد كمي در دست است و به‌نظر مي‌رسد جنبه‌هاي فيزيكي متأثر از فرهنگ يك جامعه باشد و كمتر از نيازهاي شخصيتي تأثير پذيرد.
2-18-2-2- تأثير تصور ذهني از همسر مطلوب در روند همسرگزيني واقعي
شواهد موجود نشان مي‌دهند كه تصور از همسر مطلوب فرد را در انتخاب همسر راهنمايي مي‌كند و باعث مي‌شود كه فرد با كسي كه اين صفات ايده‌آل را داراست و يا وي چنين مي‌پندارد ازدواج كند. همسر مطلوب دربرگيرنده صفاتي است كه فرد آرزو مي‌كند دارا باشد، اما مي‌داند كه فاقد آن صفات است. آن‌گاه كه دونفر با هم ازدواج مي‌كنند، هركدام خود ايده‌آل را به ديگري نسبت مي‌دهد. البته پرواضح است كه هيچ‌كدام از آنها هميشه داراي صفات و ويژگي‌هاي منتسب نيستند. مقايسه تصور از همسر ايده‌آل با ويژگي‌هاي تصوركننده درميان افراد مجرد و افرادي كه به عقد همديگر درآمده‌اند الگوي كاملاً متفاوتي از مناسبات را نشان مي‌دهد. از اينجا مي‌توان به اين نتيجه رسيد كه تصور از همسر مطلوب در طول زمان و درجريان برخورد با افراد زيادي از جنس مخالف متحول مي‌گردد و اين تصور بيشتر محصول تجربه‌هاي قبلي و فعلي فرد مي‌باشد تا عامل تعيين كننده همسرگزيني. (آدري، 1966: 784) تصور از همسر مطلوب تنها در مراحل اوليه به همسرگزيني مؤثر واقع مي‌شود و به‌ندرت اتفاق مي‌افتد كه افراد با كسي ازدواج كنند كه داراي همگي صفات از پيش انديشيده‌اش باشد. (بورگس، 1970: 258)
2-18-3- تئوري نیازهاي مکمل
مشهورترین نظریه ناهمسان همسري، تئوري روبرت وینچ (1955) است. وي بیان کرد که افراد از بین حوزه واجدین شرایط فردي را به عنوان همسر خود انتخاب می‌کند که ویژگی‌هاي روانشناختی مکمل خود را دارا باشد. بنابراین نظریه ناهمسانی دو فرد از لحاظ قابلیت‌هاي ذهنی، از یکسو میان آنان پیوند ایجاد می‌کند و از سوي دیگر کمکی در ارضاء زندگی زناشویی است .چنانچه طرفداران نظریه ناهمسان همسري می‌پندارند، اگر یکی از آن دو داراي منشی چیره‌گر باشد و دیگري منشی چیره‌پذیر، آنها خواهند توانست با یکدیگر وصلت کنند و ازدواج می‌تواند بر ایشان خرسندکننده باشند حال آنکه اگر هر دوي ایشان از منشی یگانه برخوردار باشند (هر دو سلطه‌جو و یا هر دو سلطه‌پذیر باشند) گمان نمی‌رود که به سوي یکدیگر بگرایند در چنین وضعی وصلت آنان قرین ناکامی خواهد شد. پس هر یک از همسران براي آنکه نیکبخت و سازگار باشد باید به نوبه خود در حل مسائل زندگی به نوعی در تبادل و تکمیل متقابل اهتمام ورزد.
وینچ، باور داشت که عشق جذابیتی براي طرفین دارد که می‌تواند نیازهاي روانشناختی دیگري را برطرف کند. به نظر او هر کس در پی ارضاء پاره‌اي از این نیازهاي شخصی است و همین نیازهاي ارضاء نشده هستند که فرد را به سوي انتخاب همسري می‌رانند که به سبب دارا بودن خصال شخصی متفاوت، قابلیت برآورده ساختن نیازهاي او را داشته باشد. وینچ در اثر دیگر خود شواهد جالب‌تري در این مورد ارائه می‌دهد. او مدعی است که اگر شوهر متمایل به فرماندهی باشد، زن احتمالا مایل است منشی فرمانبر و چهره‌پذیر باشد و بالعکس، اگر مردي داراي خصلتی مطیع باشد، زن موجودي مستقل و حاکم می‌گردد (کلدی، علیرضا و غفوریان قالیباف،مریم).
وینچ عقیده داشت اگر چه که همسان همسري در خصوصیات اجتماعی یک تأثیر قوي روي انتخاب همسر دارد و انتخاب همسر، همسان است در رابطه با خصوصیات اجتماعی مثل سن، نژاد، مذهب، ناحیه قومی، همجواري، مسکونی، پایگاه اجتماعی- اقتصادي، تحصیل و پایگاه نکاحی قبلی، اما وقتی در سطح فیزیکی و انگیزشی شخص می‌آید همسرگزینی گرایش دارد که تکاملی باشد تا همسان.
در هر حال اصل اساسی وینچ این است که بیشتر مردم در پی آنند تا براي نیازهاي خود کسی را بیابند که بیشترین ارضاء و خشنودي را براي آنها فراهم می‌آورد. وینچ به عنوان بانی این اندیشه تنها حامی آن نیست، زیرا این اندیشه حامیان دیگري نیز چون کستین (1955) دارد. محققانی مانند اشتراوس (1947) و والر (1930) و لماسترز (1957) به نتایج مشابهی در این مورد رسیده‌اند.
2-18-4- نظریه روابط فردی
براساس این نظریه انسانها به شبیه خود جذب می شوند . بازگشت به شبیه خود یک غریزه اساسی است که به زندگی مان در این دنیای گیج کننده و دائماً در حال تغییر، یک حس استمرار و ایمنی می دهد.
2-19- چارچوب نظري
هر چند که نمی‌توان قاعده‌ای کلی را حتی به یک زمان یا مکان خاص تعمیم داد اما با مطالعه اسنادی که موجود است متوجه می شویم در گذشته، زن و مرد، کمتر در ازدواج خود نقش داشته‌اند، زیرا ازدواج، بیشتر به عنوان وسیله‌ای در خدمت منافع جمع بوده است. لذا توافق اطرافیان در این امر مهم بوده است. هر چند ازدواج‌هایی نیز صورت می‌گرفته که زن و مرد بدون توجه به خواست اطرافیان، یکدیگر را گزینش می‌نمودند لیکن شمار چنین ازدواج‌هایی بسیار کمتر از نوع دیگر بوده است. در این دوره طولانی اصل اساسی، گزینش همسر توسط دیگران بوده است اما در همین دوره نیز تنوعاتی به چشم می‌خورد. چنانکه در فراخور نیاز، جهت انتخاب همسر برای پسر، در دوره‌ای به ثروت و دارایی دختر و زمانی دیگر به قابلیت‌ها و توانایی‌های شخصی او توجه می‌شده است. اما در دوره صنعتی این امکان برای زن و مرد به وجود آمد که در مهم‌ترین تصمیم زندگی خود، نقش فعالی داشته باشند، زیرا در این دوره ازدواج مانند گذشته یک ضرورت اقتصادی یا سیاسی نبود بلکه به قصد تکمیل شخصیت و برای نیل به هدف‌های شخصی مطرح می‌شد. بنابراین طبیعی بود فردی که تقریباً از بند ضرورت اقتصادی و سیاسی ازدواج خارج شده بود می‌توانست به ویژگی‌های شخصی همسرش بیندیشد. هر کسی را متناسب با خود نداند و دست به گزینش زند. اما این تحول در همه جا به طور همزمان ایجاد نشد به طوری که حتی امروزه نیز در برخی جاها ازدواج‌های اجباری و یا با واسطه دیده می‌شود. اما برخلاف دوره‌های قبل که ازدواج در خدمت اهداف و منافع جمعی بوده است امروزه بیشتر ازدواج‌ها با هدف‌های شخصی صورت می‌گیرد. در این باب جامعه‌شناس به دنبال آن است که بداند افراد یک جامعه براساس چه ملاک‌ها و معیارهایی و با اولویت دادن به کدام ارزش‌ها شریک زندگی خود را برمی‌گزینند. بنابراین می‌توان گفت که خانواده و لزوماً همسرگزینی از تغییر و تحولات ساختار اجتماعی متأثر می‌شوند، به عبارت دیگر همسرگزینی به عنوان سنگ بنای اولیه تشکیل خانواده تحت تأثیر تغییر و تحولات ساختار اجتماعی- اقتصادی پیرامون خود دگرگون می‌گردد.

این مطلب را هم بخوانید :  دسته بندی علمی - پژوهشی :بررسی نقش طبقه اقتصادی و اجتماعی بر معیارهای همسرگزینی- قسمت 11

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

مدیر سایت