مقالات و پایان نامه ها

. مفهوم چابکی و تولید چابک.پایان نامه چابکی سازمانی و رقابت پذيری سازمانی

دانلود پایان نامه

. مفهوم چابکی و تولید چابک

 

واژه چابكی در فرهنگ لغات، به معناي حركت سريع، چالاك، فعال، و توانايي حركت به صورت سريع و آسان، و قادر بودن به تفكر به صورت سريع و با يك روش هوشمندانه به كار گرفته شده است (Hornby, 2000). ریشه و زادگاه چابكي ناشي از توليد چابك[1] است و توليد چابك مفهومي است كه طي سالهاي اخير عموميت يافته و به عنوان استراتژي موفق توسط توليدكنندگاني كه خودشان را براي افزايش عملكرد قابل ملاحظه‌اي آماده مي‌كنند، پذيرفته شده است. در چنين محيطي، هر سازماني بايد توان توليد همزمان محصولات متفاوت و با طول عمر كوتاه، طراحي مجدد محصولات، تغيير روش‌هاي توليد، و واکنش پذیری كارآ به تغييرات را داشته باشد. در صورت داشتن چنين توانمنديهايي، به آن بنگاه توليدي، سازمان چابک اطلاق خواهد شد.

تعاريف زيادي براي چابكي ارائه شده است اما هيچ يك، مخالف و متضاد با يكديگر نبوده و ناقض هم نيستند. عموماً اين تعاريف، ايده ” سرعت و تغيير در محيط كسب و كار” را نشان مي دهند. با توجه به جديد بودن بحث چابکی، تعريفی که مورد تائيد همگان باشد وجود ندارد. به زعم شريفي و ژانگ (1999) چابكي به معناي توانايي هر سازماني براي حسگري، ادراك و پيش بيني تغييرات موجود در محيط كاري مي باشد. چنين سازماني بايد بتواند تغييرات محيطي را تشخيص داده و به آنها به عنوان عوامل رشد و شكوفايي بنگرد. آنها در جايي ديگر چابكي را توانايي فائق آمدن بر چالش‌هاي غيرمنتظره براي مقابله با تهديدات بي‌سابقة محيط كاري و كسب مزيت و سود از تغييرات به عنوان فرصتهاي رشد و پيشرفت تعريف مي‌كنند (Sharif & Zhang, 1999). برايان ماسكل(2001) چابكي را توانايي رونق و شكوفايي در محيط داراي تغيير مداوم و غيرقابل پيش بيني تعريف مي كند. از اين بابت، سازمآنها نبايد از تغييرات محيط كاري خود هراس داشته و از آنها اجتناب كنند؛ بلكه بايد تغيير را فرصتي براي كسب مزيت رقابتي در محيط بازار تصور كنند (Maskell, 2001). ورنادات (1999) معتقد است چابكي را مي توان به صورت همراستايي نزديك سازمان با نيازهاي متغيركاري در جهت كسب مزيت رقابتي تعريف كرد. در چنين سازماني، ‌اهداف كاركنان با اهداف سازمان در يك راستا قرار داشته و اين دو توام با يكديگر درصدد هستند تا به نيازهاي متغير مشتريان پاسخ مناسبي نشان دهند (Vernadat, 1999).

پترو هيلو (2004) مي گويد چابكي يك شركت عبارتست از توانايي و قابليت انجام عمليات سودآور در محيط رقابتي سرشار از فرصتهاي مستمر، غيرقابل پيش بيني، و متغير (Helo, 2004). امير هرمزي[2] (2001) نيز معتقد است سازمآنهاي چابك براي واكنش نسبت به شرايط متغير بازار انعطاف‌پذير بوده و از سرعت بالايي برخوردارند (Hormozi, 2001). به زعم براون و بسانت[3] (2003) چابكي مستلزم واكنش سريع و اثربخش به نيازهاي بازار مي باشد (Brown & Eisenhard, 1998).

به طور کلی، سازمان تولیدی چابک به یکپارچه سازی بخشهای طراحی، مهندسی و تولید با بخشهای بازاریابی و فروش مي‌پردازد، بطوریکه محصولات دقیقاً نیازها و خواستهای مشتریان را برای تأمین و ارضا نشانه و هدف گیری کنند. از انجا که مفهوم تولید چابک کاملاً سطوح مدیریت را در سازمان کاهش مي‌دهد، لذا فرایند تصمیم گیری راحت تر، آسانتر، سریعتر و بهتر صورت مي‌گیرد. تعاريف توليد چابك و ديدگاه صاحب‌نظران مختلف در این ارتباط در جدول 2-5 نشان داده شده است.

 

 

جدول 5.2. تعاریف و مفاهیم تولید چابک و چابکی

تعریف نویسنده
سیستمی که به طور همزمان محصولات متفاوتی را بدون نیاز به تجدید سازمانی و تعطیلی در کار ، تولید می­کند. کاپلان و نورتون (1996)
یک سیستم تولیدی با توانمندی­های فوق­العاده جهت ارضای نیازهای متغیر بازار. چنین سیستمی توانایی تغییر سریع مدل­های محصول و خطوط تولید را داراست و به طور نسبتاً مطلوبی، به نیازها و خواسته­های مشتریان به صورت واقعی و به موقع پاسخگو است. هوپر، استیپل و وینرز (2001)
تولید چابک قابلیت بقا و پیشرفت در یک محیط رقابتی پیوسته و تغییر غیرقابل پیش­بینی به وسیله واکنش سریع و مؤثر برای تغییر بازارها است که، با کالاها و خدمات تعریف شده از سوی مشتری هدایت می­شود. گوناسکاران (1999)
شكوفايي و بالندگي مشتري؛ سازگاري افراد و اطلاعات؛ همكاري و توانايي تغيير را سه مؤلفه كليدي توليد چابك مي داند. ماسکل (2001)
سه وجه از توليد چابك، ابعاد سازماني، ابعاد تكنولوژيكي، و ابعاد انساني هستند. ورنادات (1999)
مدلي متشكل از معيارهايي چون رهبري، فرهنگ، نظام پاداش، اعضاي سازماني، تأمين كنندگان، مشتريان، و فناوري اطلاعات را ارائه مي دهند. کروسیتو و یوسف (2003)
مدل مفهومي اجراي چابكي با سه محور بنيادين محركها، قابليتها، و تسهيل كننده‌هاي چابكي را ارائه مي دهند. شریفی و ژانگ (1999)
سه ويژگي چابكي را تحت سه عرصه تصميماتي اينگونه عنوان مي كنند: بازارهاي محصول يا خروجي،‌سيستمهاي تحول،  بازارهاي عوامل يا داده‌ها. رامش، کولکارنی و جایاکومار (2001)
چابکی را به عنوان سازگاری فعال و سریع عناصر مؤسسه برای تغییرات غیرمنتظره و غیرقابل پیش­بینی، تعریف می­کند. کید (1994)
کاربرد موفقیت­آمیز رقابت­پذیری بر اساس مواردی همچون انعطاف­پذیری، نوآوری، و کیفیت به عنوان ابزارهای یکپارچگی منابعی که مجدداً پیکربندی شده و بهترین شیوه­های محیط غنی از دانش برای عرضه کالاها و خدمات هدایت­شده از سوی مشتری در یک محیط با تغییرات سریع. یوسف، سرحدی و گوناسکاران (1999)
چابکی به صورت فی نفسه یک هدف نیست اما ابزاری ضروری برای حفظ رقایت­پذیری در بازار نامطمئن و متغیر می­باشد. جکسون و جانسون (2003)
تولید چابک=سیستم تولید انعطاف­پذیر+تولید ناب سارکیس (2001)
تولید چابک، قابلیت مؤسسه تولیدی برای پاسخگویی سریع به احتیاجات بازار است. رامش و دواداسان (2007)
تولید چابک عبارت است از تولید با ویژگی­های زیر:

کیفیت بالا و تولیدات سفارشی زیاد (کید، 1994؛ گلدمن و ناگل، 1993؛ بوس، 1995؛ هیلتون و گیل، 1994)

کالاها و خدمات با حجم اطلاعات و ارزش افزوده بالا (گلدمن و ناگل، 1993؛ گلدمن و همکاران، 1995)

تحرک شایستگی­های مرکزی (کید، 1994؛ گلدمن و ناگل، 1993)

پاسخگویی به دستاوردهای محیطی و اجتماعی (گلدمن و ناگل، 1993؛ گلدمن و همکاران، 1995)

ترکیب تکنولوژی­های گوناگون (بورگس، 1994؛ کید، 1994)

پاسخگویی به تغییر و عدم اطمینان  (گلدمن و ناگل، 1993؛ گلدمن و همکاران، 1995؛ پاندجاراجان و پاتون، 1994)

یکپارچگی درون مؤسسه و بین مؤسسه (کید، 1994؛ واستیج و همکاران، 1994؛ یوسف، 1992؛ یوسف، 1996)

یوسف، سرحدی و گوناسکاران (1999)
  1. Agile Manufacturing.
  2. Amir Hormozi

2.Brown and Bessant

دانلود پایان نامه
92