مقالات و پایان نامه ها

مفهوم سرمایه انسانی؛پایان نامه درمورد سرمایه فکری

1-1-1- سرمایه انسانی

توجه به بحث سرمایه انسانی یا توجه به مفاهیم مرتبط با آن، دیر زمانی است که موضوع بحث علم اقتصاد و از سویی دیگر مدیریت منابع سازمانی قرار دارد. بررسی سیر تکامل مفاهیم در این حوزه نشانگر این موضوع است که برای اولین بار در سال 1691 میلادی، سر ویلیام پتی انگاره­ای را پیشنهاد کرد که بر پایه­ آن، محاسبه­ نیروی کار در ثروت ملی در نظر گرفته شده بود. در واقع پتی مفهوم سرمایه انسانی را برای توصیف پدیده­ها و شرایط اقتصادی: مانند: تاثیر مهاجرت بر اقتصاد و ارزش نیروی کار که در جنگ­ها از بین می­رفته­اند، مورد توجه قرار داد. بر اساس این رویکرد ارزش و بهای سرمایه انسانی، بر پایه محاسبه حقوق پرداختی به عنوان سرمایه گذاری مورد سنجش قرار می­گرفت. این روش در واقع، اولین رویه­ اندازه­گیری ارزش سرمایه­ی انسانی به حساب می­آید.

بررسی­های تاریخی نشان می­دهد که یکی از مهمترین نظریه­های موجود در حوزه­ تخمین ارزش انسان، متد هزینه­ تولید می­باشد که توسط ارنست انگل در سال 1883 میلادی پیشنهاد شده است. روش انگل، رویه­ای مبتنی بر فرمول­های ریاضی است که بر پایه­ سن و سطح افراد پایه ریزی شده است. این رویه به طور مداوم مورد بررسی و اصلاح قرار گرفت، تا این که در سال 1930 میلادی، لویس دوبلین و آلفرد جیمر لوتکا در قالب طرح فرمولی پیچیده، رویه بیمه زندگی را معرفی نمودند(خاکاوند و همکاران، 1388).

برای سازمآن‏های امروزین، سرمایه انسانی مجموعه­ای از قابلیت­های فردی، دانش، مهارت و تجربه­ کارکنان و مدیریت سازمان است که به طور مستقیمی تحت تاثیر میزان آموزش افراد، به منظور توسعه­ این منابع دانش، مهارت و تجربه قرار دارد. بنابر تعریف فوق می­توان به روشنی دریافت که حوزه­ مفهومی سرمایه انسانی بسیار وسیعتر از مفاهیمی چون منابع انسانی است. یکی از مهمترین نقاط افتراق این دوم مفهوم پیرامون موضوع دانش اتفاق می افتد. چنان که در نظریه­های رایج پیرامون منابع انسانی، موضوع دانش، ریشه در مفاهیم فرد محور داشته و به خصوص بیشتر تاکید بر دانش مرتبط با کار افراد متمرکز است. در مقابل، مفهوم سرمایه­ انسانی فراتر از آن قالب فردی آن، و بر پایه­ی رویکردهای اشتراک دانش در میان افراد و نهادینه کردن دانش در قالب رویه­ها و فرآیندهای سازمانی استوار است (رایت و بنجامین و دانفورد و اسکات ، 2001).

 

1-1-1- سرمایه ساختاری

نقش اساسی سرمایه ساختاری ایجاد ارتباط و یکپارچگی میان منابع و ارتباطات سازمانی در قالب فرآیندهایی است که، در نتیجه آن رضایت مشتریان به شکلی حداکثری تامین شده، سهامداران و ذینفاعان سازمان به بالاترین ارزش انتظاری خود دست یافته و برای سازمان مزیت های رقابتی قابل اتکا ایجاد شود. توسعه­ سرمایه ساختاری در هر دو جنبه­ی آن یعنی: سازمانی و رابطه­ای، را به طور کلی می توان از نقطه نظر توجه به سرمایه فکری در گرو ابعاد زیر دانست:

–  ساختارهای سازمانی و گزارش دهی.

– سامانه های عملیاتی، فرآیندها،  طراحی رویه ها و وظایف.

– زیر ساخت های ارتباطاتی و اطلاعاتی.

– اکتساب منابع، سامانه های توسعه و تخصیص.

– فرآیندهای اجرایی و تصمیم گیری و جریانات اطلاعات.

– سامانه های انگیزشی، کنترلی و سنجش عملکرد.

– فرهنگ سازمانی، ارزش ها و رهبری.

– شبکه های ارتباطاتی با مشتریان و ذینفعان سازمانی

– توافقات و مشارکت های استراتژیک.

– مالکیت فکری، و برند و مشخصه های متمایز کننده­ی سازمان.

(دس و جوزف [1]، 1999)

بایستی در نظر داشت، زمانی تعامل این ابعاد اثر گذار خواهد بود که برای توسعه و به کار گیری مهارت­ها و دانش کارکنان و مدیران، در سازمان سامانه انگیزش مناسب و درخوری ایجاد شده باشد. فرهنگ سازمانی نیز، تاثیر به سزایی بر دو حوزه به کار گماری (جذب و حفظ ) و ایجاد الزامات، در سازمان داراست. در واقع وجود فرهنگی پشتیبان، اهدافی مشترک و قوی، ارزش­های متقاعد کننده و منطقی، همواره به عنوان عامل­هایی پنهان اما با دامنه­ی تاثیرگذار زیاد، سهمی عمده در دستیابی به موفقیت­های قابل توجه و مشترک در سازمآن‏ها، داراست (کولین و جری پوراس[2]، 1994)

1-1-2- حسابداری دارایی های نامشهود و سرمایه­ فکری

بخش مهمی از دارایی که از ارزش­های نامشهود و مرتبط با: برندها، کپی رایت و … تشکیل شده است. از این رو صاحب نظران بر این باورند که گزارش­های مالی سنتی، امروزه دیگر مانند گذشته، نمی توانند اطلاعات مورد نظر شرکت‏ها یا سرمایه گذاران را تامین کنند. برای نمونه در سال 1996 میلادی، میان گزارش­های مالی شرکت مایکروسافت، و ارزش بازار آن شرکت، تفاوت فاحشی ملاحظه شد. این تفاوت در واقع میان ارزش بازار و مجموعه دارایی­های مشهود این شرکت بروز نموده بود، این ارزش ناپیدا نمایانگر میزان داشته­های مرتبط با سرمایه­ فکری مایکروسافت بود، که در هیچ گزارش مالی بدآن‏ها اشاره نشده بود (بچلور ، 1999).

بنابراین دیگر به تنهایی نمی­توان به سنجه­های سنتی مالی، به عنوان مبنای مطلق و صحیح برای تصمیم گیری اکتفا کنند. به اعتقاد کریس اسوینسون، جهانی شدن، فن­آوری اطلاعات و توسعه و بهبود سطوح حکمرانی در کنار اهمیت رو به رشد سرمایه فکری منجر به بروز پرسشی بنیادی پیرامون چگونگی گزارش عملکرد سازمآن‏ها شده است.

1-1-3- طبقه ­بندی و مدل­های سرمایه فکری

امروزه سرمایه فکری چه به لحاظ ماهیت ذاتی و چه به واسطه رشد اهمیت آن در نوآوری و رشد بهره وری، به عنوان مزیتی رقابتی و نمایانگر بخشی از عملکرد اقتصادی برای سازمآن‏ها و شاخصی از رشد و توسعه یافتگی کشورها در نظر گرفته می­شود. یکی از مهمترین گام­ها در مدیریت سرمایه فکری، گردآوری داده­های عملکردی مرتبط با سرمایه­فکری، با هدف سنجش آن است. اما همانطور که پیشتر نیز گفته شد، رویه­ها و مدل­های سنتی حسابداری در شناسایی این موارد در قالب دارایی­ها، با ضعیف هایی روبرو هستند.

با توجه به رشد اهمیت سرمایه فکری در توسعه یافتگی کشورها، در سال های اخیر مدل­ها و شاخص­هایی به منظور سنجش سرمایه فکری و دانشی در سطح کلان کشورها، توسط سازمآن‏ها و نهادهای بین المللی معرفی شده است. این مدل­ها بر پایه­ رویکردی کلان به سنجش سطح سرمایه فکری و دانشی بر اساس رشد و توسعه­ شاخص­های مالی این سرمایه، می پردازند(خاکاوند و همکاران، 1388).

در قسمت بعدی این فصل، ضمن بررسی جنبه­های مختلف سنجش سرمایه فکری، ابتدا مدل­های توصیفی سنجش سرمایه فکری در قالب پنج طبقه بندی مدل­های مبتنی بر سرمایه­ بازار، مدل­های مستقیم سرمایه فکری، مدل­های بازده­دارایی­ها، مدل­های کارت امتیازی و مدل­های تجسمی، معرفی شده طریقه پیاده سازی، شاخص­ها و سنجه­های آن‏ها و همچنین نقاط قوت و ضعف هر یک، بررسی خواهد شد. در بخش بعد، تمامی مدل­های تجویزی سنجش سرمایه فکری معرفی شده، طریقه­ پیادهسازی، شاخص­ها و سنجه­های آن‏ها و همچنین نقاط قوت و ضعف هر یک، مرور خواهد شد.

[1] Dess , Joseph

[2] Collins and Jerry Porras

92