دانلود پایان نامه

 

دلايل ورشكستگي

تعيين دليل يا دلايل دقيق ورشكستگي و مشكلات مالي در هر مورد خاص كار آساني نيست . در اغلب موارد دلايل متعددي با هم منجر به پديده ورشكستگي مي شوند.اما طبق تحقيقات دان و براد استريت دلايل اصلي ورشكستگي مشكلات مالي و اقتصادي است .

در برخي موارد دلايل ورشكستگي با آزمون صورتهاي مالي وثبتهامشخص مي شود. حسابداراني كه در تجزيه و تحليل وضع مالي شركت هاي رو به زوال تجربه دارند مي توانند به راحتي دلايل ورشكستگي را شناسايي و تعيين كنند. اما گاهي ، بعضي مسائل از گردش مناسب در يك واحد تجاري در يك دوره نسبتا” كوتاه مدت حمايت مي كند و ورشكستگي را از چشم حسابداران پنهان مي سازد .

 

 2-6-1-5-1- دلایل ورشکستگی از دیدگاه نیوتن

نيوتن (1998) دلايل ورشكستگي را بطور كلي به دو دسته تقسيم كرده است.

الف- دلایل برون سازماني

ب- دلایل درون سازماني

 

الف- دلایل برون سازمانی

1- ويژگيهاي سيستم اقتصادي :

مديريت شركت بايد تغييراتي را كه در ساختار اقتصادي رخ مي دهد بپذيرد. ولي نميتواند تغييري در آنها ايجاد كند . بلكه بايد تعديلات لازم را درعمليات شركت در جهت اين سيستم پياده سازد . شركتهاي بزرگ داراي سازمان هستند اما شركتهاي كوچكتر بيشتر در معرض خطر ورشكستگي قرار دارند ، چون شركتهاي بزرگ بهتر مي توانند در شرايط نبود ثبات بازار مقاومت نمايند.

2- رقابت :

يكي از دلايل دیگر ورشكستگي، رقابت است ، اما مديريت كارا نقطه مقابل اين دليل است .

3- تغييرات در تجارت و بهبودها و انتقالات در تقاضاي عمومي :

اگر شركتها از بكارگيري روش هاي مدرن و شناخت وسيع و بموقع خواسته هاي مصرف كننده جديد ، ناتوان باشند شكست مي خورند.

4- نوسانات تجاري :

مطالعات نشان داده است كه ناسازگاري بين توليد و مصرف ، عدم استخدام ، كاهش در ميزان فروش ، سقوط قيمت ها و … باعث افزايش تعداد شركت هاي ورشكسته شده است . به هر حال نبود آرامش موقت عامل زير بنايي ورشكستگي شناخته نشده است .

5- تامين مالي :

پروفسور ناماكي[1] با استفاده از داده هاي بانك جهاني براي دوره 1980-1990 عنوان كرد كه مشكلات مرتبط با تامين مالي بيشتر از شرايط اقتصادي ، باعث ورشكستگي شركت هاي كوچك مي شود .

6- تصادفات :

برخي از عوامل ، بسيار فراتر از كنترل شركت هستند مانند رويدادهاي طبيعي . برخي از آنها به نام اعمال خداوند معروفند . اين گروه در همه جوامع صرف نظر از سيستم خاص اقتصادي ، ديده مي شود.

نيوتن (1998) عوامل درون سازماني ورشكستگي واحدهاي تجاري را عواملي مي داند كه مي توان با برخي اقدامات واحد تجاري از آنها جلوگيري كرد . اغلب اين عوامل ناشي از تصميم گيري غلط است و مسئوليت آنها را بايد مستقيما” متوجه خود واحدهاي تجاري دانست .

ب- دلایل درون سازماني

1- ايجاد و توسعه بيش از اندازه اعتبار :

اگر شركت ، اعطاي اعتبار به مشتريان را بيش از اندازه توسعه بخشد در دريافت ديون از بدهكاران دچار مشكل می گردد . توزيع كننده ها در صورت فروش كالا به مصرف كننده قادر به پرداخت بدهيهايشان هستند ، پس اعتبار اعطا شده از توليد كننده به توزيع كننده و نهايتا” به مصرف كننده توسعه داده مي شود. در اين حالت يك زنجيره اعتبار ايجاد مي شود و اگر يك حلقه در اين زنجيره ورشكست شود خطر سقوط همه زنجيره وجود دارد . راه حل مناسب افزايش بررسي هاي اعتباري و محدود كردن حتي الامكان فروش هاي نسيه است . گرچه ممكن است برخي شرکت‌ها فکر کنند که از دست دادن حجم فروش های نسیه ، زیان بیشتری از سوخت شدن برخی مطالباتشان براي آنها به همراه دارد. اما تصميم غلط درباره اعطاي اعتبار ممكن است باعث ايجاد ريسك در فعاليت مالي خود شركت گرددو اين زيانهاي اعتباري غير معمول، ممكن است ساختار مالي شركت را براي ادامه فعاليت تضعيف نمايد.

2- مديريت ناكارا:

فقدان آموزش ،تجربه ، توانايي و ابتكار مديريت ،عدم همکاری و ارتباط موثرمدیریت با افراد حرفه ای ، واحد تجاري را در باقي ماندن در عرصه رقابت و تكنولوژي دچار مشكل مي سازد . بيشترين تعداد ورشكستگيها به اين دلايل بوده اند . عدم همكاري و ارتباط موثر مديريت با افراد حرفه اي هم در اين طبقه قرار مي گيرد .

ادامه پژوهش تجاري دانشگاه پيترزبرگ مطالعه اي روي 10 كارخانه توليدي ناموفق طي سالهاي 1954 و 1956 انجام داد. شركت هاي ورشكسته با 10 شركت موفق مخالف يكديگر بودند و اختلافات آنها به شرح ذيل بود.

شركتهاي ناموفق سوابق ضعيف و رويه هاي نگهداري سوابق ضعيف داشتند ، شركتهاي موفق منابع زماني و مالي بيشتري براي توسعه محصول صرف مي كردند ، شركتهاي ناموفق فراتر از عمق تكنولوژي در دسترس خود رفته بودند ، مديران آنها از تحليل بازار و فروش غفلت مي ورزيدند . نتيجه نهايي اين تحقيق نشان داد كه ورشكستگيهاي مورد بررسي بخاطر كوچك بودن اين شركتها نبود بلكه بخاطر مديريت بد (سوء مديريت) بود . برخي از اين مديريت هاي ناكارا بخاطر تحميل زياد وظايف بيش از زمان در دسترس ، به يك مدير بود . آنها مسئوليت هاي مختلفي داشتند كه فرصت رسيدگي به همه آنها را نداشتند . شايد ورشكستگي يك فرصت مناسب براي رهايي مدير بود كه مي شد از آن اجتناب ورزيد.

جامعه متخصصان ورشكستگي (انگليس ) ، هزار و هفتصد شركت را كه طي سال 1992 ورشكست شده بودند بررسي كرد و دريافت كه مديريت شركت بزرگترين دليل سقوط شركتها بوده است . بعد از آن به ترتيب بازار ، فقدان سرمايه گذاري اضافي لازم و تامين مالي بلند مدت عوامل ورشكستگي شناخته شدند.

نيوتن (1998) عنوان كرد كه مديريت ناكارا نمي تواند از عواملي چون فروش هاي ناكافي (كه منجربه ناكافي بودن باقي ماندن شركت درعرصه تجارت مي گردد)،قيمت گذاري نامناسب (كه موجب پذيرش زيان روي يك قلم يا سود بسيار اندك ميشود)، استفاده نادرست ازدريافتني ها و پرداختني ها ( عدم موفقيت در گرفتن تخفيفات عمده و عدم پرداخت بدهكاراني كه داراي وضع وخيم هستند )، هزينه هاي سربار و عملياتي بيش از اندازه و مخارج بهره بدهي هاي درازمدت بيش از اندازه (كه همه هزينه هاي ثابت هستند كه در مقابل درآمد قرار دارند و باعث بالا رفتن نقطه سر به سر مي شوند ، سرمايه گذاريهاي بيش از اندازه در دارائي هاي ثابت و موجوديها ( كه باعث محدوديت وجوه و در دسترس نبودن آن براي ايفاي ساير تعهدات مي گردد)، سرمايه در گردش ناكافي و نقدينگي ضعيف ( به خاطر بدهي جاري بيش از حد در نتيجه تحصيل دارائي هاي ثابت با استفاده از اعتبار كوتاه مدت )، ساختار سرمايه غير موزون ( نسبت نامطلوب بدهي به سرمايه ) ، پوشش بيمه اي نامناسب ( در مقابل زيانهاي ناشي از آتش سوزي ،‌سرقت و … ) ، روش هاي ثبت نامناسب حسابداري (كه باعث دسترسي نداشتن مديريت به اطلاعات مورد نياز براي شناسايي مشكل و پيش گيري از آن مي گردد.) رشد بيش از اندازه (رشد سريع باعث نياز به وجه نقد بالا مي گردد . كه ممكن است شركت در كوتاه مدت قادر به ايفاي آن نباشد و براي دستيابي به آن متحمل هزينه بهره گردد.) و محدوديت ريسك ( شركت هايي كه مصرف كنندگان متنوعي ندارند در صورت سوخت شدن يك فروش نسيه يا ورشكستگي يك مصرف كننده به سرعت ورشكست مي شوند ) جلوگيري كند و هر يك از آنها ممكن است منجر به سقوط شركت گردد.

3- سرمايه ناكافي :

در صورتي كه سرمايه كافي نباشد ، شركت ممكن است قادر به پرداخت هزينه هاي عملياتي و تعهدات اعتباري در سر رسيد نگردد. با اين حال دليل اصلي مشكل ، معمولا” سرمايه ناكافي نيست و ناتواني در مديريت اثر بخش سرمايه ، مسئله اصلي است .

4 – خيانت و تقلب :

تعداد اندكي از ورشكستگيها با برنامه ريزي ، ساختگي و بر اثر تقلب می‌باشد

 

 

 

[1] Namaki

دانلود پایان نامه