مقالات و پایان نامه ها

خلاقيت سازماني/پایان نامه مديريت دانش بر يادگيري و خلاقيت سازماني

دانلود پایان نامه

خلاقيت سازماني

امروزه ثبات در محيط كار، جاي خود را به بي‌ثباتي و عدم اطمينان داده است و صنايع سنتي و قديمي كه جاي خود را به انواع جديد و توسعه يافته آن داده است. فرصتي براي استفاده از مهارتهاي قديمي نمي‌گذارد و در حقيقت آينده را با تهديدات و فرصتها مواجه ساخته است، زيرا هر اختراع و نوآوري، تغييري را پديد مي‌آورد كه مي‌تواند به نوبه خود فرصتي را براي كساني به وجود آورد كه بتوانند از اين فرصت استفاده بهينه كنند. مؤسسات و سازمانهاي توليدي و خدماتي بايد اين امر مهم را تشخيص داده و به طور مداوم، كالاها و خدمات جديد را ارائه دهند، يا در جهت بهبود آن بكوشند. خلاقيت و نوآوري با توجه به ماهيتش بر ناشناخته‌ها دلالت دارد و با خود ريسك را به همراه مي‌آورد كه البته ممكن است نتايج رضايت‌بخشي را باتوجه به مقادير سرمايه‌گذاري شده در آن، به وجود نياورد. با وجود اين، قصور سرمايه‌گذاري در ايجاد آن ممكن است شرايط خاصي را فراهم آورد كه به ناكامي سازمان منجر شود. از اين رو محققان و نظريه‌پردازان بسياري بر اهميت توجه به اين موضوع تأكيد كرده‌اند. به طور نمونه شومپتر[1] به عنوان يكي از اولين پيشگامان، اهميت اين مسئله را براي موفقيت مؤسسات و به طور كلي تأثير آن بر روي كل جامعه متذكر گرديده است (سيدجوادين و كرمي، 1386).

خلاقيت به عنوان جوهره كارآفريني و يكي از عوامل كليدي و رمز پيشرفت و حتي بقاي سازمانهاي نوين است. اگرچه اين روزها موضوع خلاقيت در محافل و نشستهاي علمي و صنعتـي كشور بسيار به گوش مي‌خورد، اما عملاً هنوز به عنوان يك ديدگاه وارد دانشگاهها، كارخانجات، مقررات، مدارس، فرهنگ و خلاصه رگ و خون جامعه نشده است. هنوز در هيچ يك از مقاطع تحصيلي و رشته‌هاي تحصيلي مدارس و دانشگاههاي كشور رسماً، درسي تحت عنوان «خلاقيت» تدريس نمي‌شود. در چنين شرايطي كه هنوز موج و حركت كوبنده خلاقيت، فراگير نشده است و هنوز مباحث خلاقيت در جامعه كاربردي نشده است، طرح مباحث كلان و فلسفي خلاقيت مي‌تواند راهگشاي فكري مديران، رهبران و استراتژيستهاي علمي و صنعتي گردد تا قبل از آنكه ترمينولوژي[2] غربي خلاقيت در جامعه نهادينه شود، امكان حركتهاي تازه و خلق پارادايمهاي نوين در حوزة خلاقيت بيشتر و سهل‌تر گردد (صمدآقايي، 1384).

 

2-3-1) فلسفة خلاقيت

از آنجايي كه در كتابهاي خلاقيت از فلسفه خلاقيت كمتر سخن به ميان آمده است، بي‌مناسبت نيست ابتدا اين سؤال را پاسخ دهيم كه فلسفه خلاقيت چيست؟ فلسفه خلاقيت همچون فلسفه علم، فلسفه تاريخ، فلسفه هنر، فلسفه اخلاق و…. به معناي علم شناسي است كه بــــا يك تفكر فلسفي به شناخت آن علم مي‌پردازد. براي مثال، فيزيك علمي است كه از تحولات ماده و انرژي در روابط جرم، نيرو، سرعت، شتاب، فشار و… سخن مي‌گويد. واقعيتي كه در فيزيك مورد تحقيق است، طبيعت خارجي است و دانشي كه ما را با چهره خاصي از اين واقعيت آشنا مي‌سازد، فيزيك نام دارد. پس از اينكه از طبيعت خارجي آگاهيهايي به دست آمد و دانش فيزيك متولد گرديد، حال خود اين دانش  (يعني فيزيك) به منزله يك موجــود خارجي موردمطالعه و كاوش قرار ‌يرد. يعني از چگونگي تولد و رشد علم فيزيك از حوزه عمل آن، از تحولات آن، از روابط قانونمنديهاي آن و… سؤال مي‌كند و به دنبال پاسخ مي‌گردد. اينجاست كه فلسفه علم فيزيك به وجود مي‌آيد. فلسفه علم فيزيك خود، علمي است كه در آن علم فيزيك، موضوع تحقيق و بررسي است. در حالي كه علم فيزيك، علمي است كه در آن، طبيعت خارجي موضوع تحقيق و بررسي است. به همين ترتيب موضوع فلسفه خلاقيت در خصوص چيستي، هستي، مرزها، روابط، چگونگي، آثار، ضرورت، نقش، سير توسعه و پيشرفت و تغيير و تحولات جديد خلاقيت و نوآوري است (سيدجوادين و كرمي، 1386).

 

[1] Shumpter

[2] Terminology

دانلود پایان نامه
92