مقالات و پایان نامه ها

جهان‌بيني اسلامي و تاثير آن بر فرهنگ سازماني

دانلود پایان نامه

1-1-      جهان‌بيني اسلامي و تاثير آن بر فرهنگ سازماني

مسلم است كه تدوين و ارائه الگوهاي مديريتي يا فلسفه مديريت و اداره امور سازمان‌ها در هر كشور و نظام، بر نوعي اعتقاد، بينش و ارزيابي درباره هستي، و نيز نوعي تفسير و تحليل جهان مبتني است. اصولا مديريت، نوعي ايدئولوژي، يعني نوعي از بايدهاست. بايد ها نيز هميشه از هستيها، يعني جهان‌بيني، سر چشمه مي‌گيرد. بدين ترتيب، اگر هستي ها را ندانيم، بايد ها را نخواهيم دانست. و بر همين اساس، هدفهايي كه يك مكتب ارائه مي دهد و به تعقيب آنها دعوت مي‌كند، راه و روش‌هايي كه تعيين مي كند، و بايد و نبايد هايي كه انشا مي كند، همه بر طراحي و تدوين نظامهاي اجتماعي و اداراه امور سازمانها تاثير مي گذارد.

در واقع، بخش‌هاي مهمي از علوم انساني ارتباط تنگاتنگي با دين دارد. دين با ارائه مبادي تصديقي و اصول موضوعه خاصي، كه متناسب با جهان بيني الهي است،‌ در نظريه هاي علوم اثر مي‌گذارد. همچنين، همين علوم، كه اصول موضوعه خود را از جهان بيني و فلسفه مي گيرد، به نوبه خود اصول و قواعدي را در اختيار علوم و فنون كاربردي قرار مي‌دهد. مهمترين اثري كه علوم كاربردي از دين مي پذيرد، اثري است كه از نظام ارزشي آن حاصل مي شود، و اين اثر ، نظام رفتاري را هدايت مي كند، و به آن جهت مي‌دهد.

لذا، مهمترين ارتباط موجود ميان علوم (به ويژه علوم كاربردي) و اديان (به ويژه دين اسلام) كه و طبعا در مورد مديريت هم صدق مي‌كند- رابطه جهان بيني اسلامي و نظام ارزشي اسلام با علوم انساني است. رابطه اول، از راه تاثير نظريات اسلامي درباره مسائل هستي شناسي و انسان شناسي، به عنوان اصول موضوعه در علوم انساني و از جمله مديريت، تجلي مي كند. رابطه دوم نيز ، از راه تاثير ارزشهاي اسلامي در تعيين هدفها ، خط مشي ها و روش علمي ظاهر مي شود. بنابراين، تدوين الگوي مناسب مديريت در نظام اسلام، تابع جهان بيني خاص خود  و نظام ارزشي اسلام در محيط كار است. بر اين اساس، براي تبيين الگوي فرهنگ سازماني، بايد مباني فكري  و جهان بيني اسلامي مورد توجه قرار گيرد.

جهان بيني اسلامي، جهان را پديد آمده از يك مشيت حكيمانه مي داند، كه با عنايت و مشيت الهي نگهداري مي شود. در اين جهان بيني جهان هستي به صورت مجموعه اي هماهنگ تصوير شده است، و در خلقت جهان و انسان هدف هايي حكيمانه در كار است. همچنين هر دو تحت تدبير و مديريت عالي الهي قرار دارد و سنت‌هاي ربوبي بر آن حاكم است. خداوند در اين بينش در نقش علت العلل و به عنوان آفريدگار و پروردگار است و پس از خلقت نيز، به مثابه مدبرالامور به تدبير امور مي‌پردازد. جهان بيني اسلامي در شئون  مختلف مديريت بويژه فرهنگ سازماني، تاثير دارد و در سطور ذيل، چند نمونه از آن ذكر مي‌شود: در اين جهان بيني، هدف والاي رسالت و نزول وحي، ايجاد حكومت الهي، نوراني نمودن جامعه انساني و ساختن انساني است كه شايسته خليفه الله شدن باشد. در اين جهان بيني و مديريت الهي ، اصل ساخته شدن انسان‌هاست و هر گونه دگرگوني، با دگرگوني انسان مرتبط مي شود. در مديريت جوامع و سازمان‌ها نيز، مساله اصلي بايد ساخته شدن انسان‌ها باشد. لذا، اين هدف بايد پيوسته مد نظر بوده و مانند باور راهنما در فرهنگ سازماني، جهت دهنده استراتژي‌ها و اقدامات روزمره باشد. عوامل تشکيل دهنده فرهنگ سازماني، نيز بايد به گونه اي طراحي شده و پرورش يابد، كه به رشد و تعالي انسان‌ها كمك كند.

در جهان بيني اسلامي ، انسان داراي  حيثيت و كرامت ذاتي است. شرافت انسان به روح ملكوتي اوست ، و امتياز او بر ساير حيوانات ، مرهون ويژگي‌هاي انساني وي است، كه خاستگاه ارزشهاي معنوي و الهي به شمار مي رود ، لذا اهتمام مديريت به بعد معنوي انسان ، نه تنها نبايد كمتر از اهميت بعد مادي باشد، بلكه ، با توجه  به هدف اعلاي حيات همه انسان ها، بعد معنوي  انسان‌ها  بايد  با اهميت بيشتري دنبال گردد.

مديريت خداوند در جهان  هستي، بر پايه رحمت عام و خاص اوست. لذا ، آن‌چه مديران را با كاركنان يك مجموعه پيوند مي‌دهد همان پيوند دوستي ، صفا، صميميت و محبت است كه مجموعه را با قدرت تمام پيش مي‌برد. البته ، رحمت عام و خاص خداوند به معناي عدم رسيدگي به تخلفات متخلفان نيست. توصيف او به “مالك يوم الدين”  بعد از توصيف به رحمت در سوره حمد گواه اين مدعاست. لذا، نمي‌توان در برابر رفتارهاي  نامطلوبي كه از سوي بعضي افراد صورت مي‌گيرد، بي اعتنا بود. اين مهم، مديران را بر آن مي دارد تا عملكرد كاركنان را بررسي و ارزيابي كنند، و در پرداخت حقوق، ترفيعات و تنبيه، نيز عدالت و انصاف مورد توجه باشد.

در جهان بيني اسلامي و سيره پيشوايان اسلام، به مديريت و نقش مديران بسيار اهميت داده شده است، به طوري كه بيان مي‌شود كه در سازمان‌ها، مديران بايد در رفتار و نگرش، براي اداره شوندگان اسوه باشند. مديران، شكل دهنده و هدايت كننده فرهنگ سازماني اند، لذا در تدوين فرهنگ سازماني ، بايد بر مديران و فرهنگ آنها تاكيد بيشتري داشت. در جهان طبيعت و عالم خلقت سازماندهي و هماهنگي به عالي‌ترين وجه مشاهده مي­گرد؛ و استفاده­اي كه از اين مهم در تدوين فرهنگ سازماني مي‌توان داشت، نيز آن است كه در سازمان بايد نظم در تمام امور حاكم باشد. لذا، نظم به عنوان يك عامل فرهنگ اسلامي، بايد در سازمان پرورش يابد.

در مديريت و فرهنگ اسلامي ، بخشي از هزينه ها و نيروهايي كه در نظام هاي ديگر صرف كنترل و بازرسي مي‌گردد ، در راه ارتقاء فرهنگ و رشد معنوي كاركنان به كار گرفته مي شود؛ تا با تقويت روحيه ديني و تقوا در افراد عامل كنترل كننده دروني به وجود آيد؛ و ضمن تامين اهداف سازماني ، رشد و تعالي معنوي انسانها نيز حاصل گردد.

از ديدگاه جهاني اسلام، خداوند فرمانده و مدير عالم هستي است؛ و اين عالم اداره و سازمان بزرگي‌ است؛ و در راس اين سازمان و اداره عظيم، خداست ؛ نظريات اسلام در مورد مسائل هستي شناسي و انسان شناسي ، نيز در علوم انساني و از جمله مديريت ، به عنوان اصول موضوعه ، تجلي مي­كند؛ و از راه تاثير ارزشهاي اسلامي در تعيين اهداف و خط مشي­ها و روش هاي عملي ظاهر مي‌شود. (سلطاني، 1391)

دانلود پایان نامه
92