دانلود پایان نامه

 

. تعریف رقابت پذیری

در سال 1985 کمیسیون رقابت پذیری صنعتی در واشنگتن، وابسته به نهاد ریاست جمهوری رقابت پذیری را به شرح زیر تعریف کرد. در یک تعریف جامع رقابت پذیری یک کشور درجه ای است که بتواند تحت شرایط بازار آزاد و مناسب ، کالاها و خدماتی را ارائه دهد که به استانداردهای بازار بین المللی دست یافته و در عین حال همزمان درآمد واقعی و کیفیت زندگی مردم آن کشور برای یک دوره بلند مدت بهبود یابد(طارق خلیل،1381). اشخاصی همچون پورتر ، کروگمن و فردبرگ نیز از همین تعریف استفاده کرده اند . از نظر اسکات و لوج رقابت پذیری ملی اشاره به توانایی کشورها جهت ایجاد ، معرفی و توزیع خدمات و محصولات در عرصه کسب و کار بین المللی دارد و از طریق منابع درآمدها افزایش یابد(Scott&Lidge,1995). موسسه توسعه مدیریت ،رقابت پذیری ملی را نحوه ی عملکرد دولتها در ایجاد و حفظ محیطی که در آن به رقابت بپردازند تعریف می کند(IMDyearbook,2005). مجمع جهانی اقتصاد رقابت پذیری را مجموعه ای از برنامه ها خط مشی ها و سیاست های حمایتی – اقتصادی می داند که نرخ رشد اقتصادی را از یک وضعیت متوسط به وضعیت عالی ارتقا دهد(WEF report,2008). گرچه تعاریف کاملا مشابه نیستند اما همه آنها دارای یک وجه مشترک بوده و آن به وجود آوردن یک محیط مساعد جهت توسعه سطح رفاه یک کشور است(Ozlem Oz,2002).

2-5. فهرست و جداول رقابت پذیری

هرساله بعضی از سازمانها همچون انجمن توسعه اقتصادی ، مجمع اقتصاد جهانی و موسسه توسعه مدیریت با فهرست بندی کردن عوامل و زیرمجموعه ها، سطوح رقابت پذیری کشورها را مقایسه و رتبه بندی می کنند. این رتبه بندی به تصمیم گیرندگان سیاست ملی و سرمایه گذارن کمک می کند تا روابط دستیابی موفقیت کشورها را بررسی و بهترین گزینه ها را انتخاب کنند. مجمع جهانی اقتصاد ، مسائل حقوقی ، زیرساخت ها، ثبات کلان اقتصادی ، بهداشت و تحصیلات مقدماتی ، آموزش عالی ، عملکرد بازار کالا ، کارآیی بازار کار ، رضایتمندی بازار ملی ، توانمندی های تکنولوژیک ، اندازه بازار ، رضایتمندی از کسب و کار و نوآوری، ارکان و معیار رتبه بندی این مجمع می باشند(WEF report,2008). موسسه توسعه مدیریت با فعالیتی مشابه WEF رقابت پذیری کشورها را طی دو سطح بررسی می کند. ابتدا بر اساس 4 گروه عملکرد اقتصادی ، کارآیی دولت ، کارآیی کسب و کار و زیرساخت ها عوامل رقابت پذیری را تقسیم می کند و سپس در دو سطح اجزای ارزیابی را بیان می کند. در حالی که این موسسه از 33 شاخص استفاده نموده اما در آخرین گزارش تعداد کشورهای مورد مطالعه تنها 55 مورد بوده است(IMDyearbook,2005). از وجوه تشابه این دو سازمان واقع شدن آن در شهر ژنو سوییس است. تفاوت اصلی بین فهرست های این دو موسسه این است که مجمع جهانی اقتصاد تاکید بیشتری بر داده های نرم ( نظر خبرگان) دارد در حالی که موسسه توسعه مدیریت بر آمار و ارقام موجود تاکید می کند ضمن اینکه بخش اعظم مطالعات IMD مربوط به کشورهای اروپایی می شود(Sanjaya lall,2001). لازم به ذکر است نحوه ارزیابی این موسسات در طی سالیان گذشته به طور مستمر اصلاح شده و بهبود یافته است به صورتی که IMD در ابتدا سه عامل اقتصادی ، ملی و تکنولوژیکی را مدنظر قرار می داد و گزارش رقابت پذیری جهانی به 9 عامل تمرکز داشته است.

در حالی که یک نهضت جهانی جهت ارزیابی شرایط رقابت پذیری در اغلب کشورها صورت گرفته و کشورهای متعددی ، موسسه ، انجمن و سایت های رقابت پذیری را درون خود راه اندازی کرده اند ، بعضی افراد نیز فهرست هایی را بعنوان عوامل رقابت پذیری معرفی کرده اند. جرج افوری  مسائل بین المللی پیش روی کارخانجات را در کشورهای با درآمد پایین و متوسط مقایسه می کند(Ofori,2003). از نظر دوریان بهره وری ، شرایط اقتصادی ، پایداری سیاسی – اجتماعی و منابع انسانی ، چهار بخشی هستند که می بایست برای تداوم رقابت پذیری حمایت شوند. شول انسل و همکارانش ده عامل شاخص های عملکرد دولت ، محیط کلان اقتصادی ، تکنولوژی و نوآوری ، منابع انسانی ، زیرساخت های عمومی ، موسسات ملی ، رقابت داخلی ، توسعه خوشه ها ، استراتژی و عملیات شرکت ها و محیط را برای ارزیابی رقابت پذیری کشورها معرفی می کنند.

 

دانلود پایان نامه