اهداف پیشرفت تحصیلی:

2-2-4-5 اهداف پیشرفت تحصیلی:
از نظر دوئک و لگت (1988)، اهداف پیشرفت ناظر بر دلایل دانش آموزان برای انجام دادن تکالیف اند. دوئک دو نوع هدف را مورد توجه قرار داده است: اهداف تبحری و اهداف عملکردی دانش آموزانی که اهداف تبحری را انتخاب می کنند بر تبحر و مهارت یافتن در تکالیف تأکید دارند. در مقابل، دانش آموزانی که اهداف عملکردی را انتخاب می کنند درصدد نشان دادن توانایی های خود به دیگران و به دست آوردن قضاوت های مطلوب آنان هستند. برخی از محققان با تقسیم اهداف عملکردی به دو بعد اهداف رویکرد- عملکرد و اجتناب- عملکرد، نظریه ی اهداف دوئک را گسترش داده و سه نوع هدف را مد نظر قرار داده اند (الیوت و چرچ ،1997؛ دوپیرات و مری ین ،2005).
دانش آموزانی که اهداف رویکرد – عملکرد را انتخاب می کنند بر عملکردشان در مقایسه با دیگران توجه دارند و آن هایی که اهداف اجتناب- عملکرد را انتخاب می کنند درصدد باهوش جلوه دادن خود در جهت اجتناب از تنبیه هستند(راین و پینتریچ ،1997).
2-2-4-6 ویژگی‎های‎شخصیتی و نقش آن در پیشرفت تحصیلی
موفقیت در تحصیل نقش مهمی را در ایجاد فرصت‎های آینده دانش‎آموزان دارد. آموزش خوب و قوی می‎تواند همزمان هم ناظر به آینده بوده و هم از تجارب و یافته‎های گذشته بهره ببرد. در واقع آموزش مؤثر بین آینده، حال و گذشته ارتباط ایجاد می‎کند. هر کسی برای تأثیر گذاشتن روی دیگران نیاز به یادگیری خوب دارد و این مستلزم بهره گیری از آموزش قوی است (بریتزمن ، 2003). محققان دریافته‎اند که موفقیت در تحصیل و پیشرفت در این زمینه تنها در نتیجه هوش و امکانات سخت افزاری موجود در محیط نیست بلکه آنچه نقش مهمی در این زمینه ایفا می‎کند جنبه‎های روانی و روانشناختی افراد همانند ابعاد شخصیتی و سبک‎های یادگیری است( بوساتو و همکاران ، 2000، پرموزیک ، 2003). به عنوان مثال کتل عنوان می‎کند که در گستره موفقیت تحصیلی شخصیت نقش بزرگتری را نسبت به هوش بازی می‎کند. بر طبق نظر اکرمن، تئوری PPKI ادعا می‎کند که صفات شخصیتی نقش مهمی در رشد و توسعه دانش و آگاهی فرد، راهنمایی و چگونگی رویارویی با محرک‎ها را بازی می‎کند. این نظریه عنوان می‎کند که عوامل غیر عقلانی مانند صفات شخصیتی و سبک‎های یادگیری به طور معناداری با پیشرفت تحصیلی در آمیخته است.
پرداختن به ارتباط بین ویژگی‎های شخصیتی و موفقیت تحصیلی هم ارزش تئوریکی داشته و هم سودمندی بالینی دارد. از نطر بالینی می‎تواند ارتباط ویژگی‎های شخصیتی با دستاوردهای زندگی واقعی، بخصوص عملکرد تحصیلی را تعیین کند. از نظر تئوریک نیز می‎تواند مصاحبه یا پرسش‎نامه‎ای را برای پیش‎بینی عملکرد تحصیلی از روی ویژگی‎های شخصیتی ایجاد کند که نتایج مهمی را در طراحی مناسب هر سیستم آموزشی به دنبال خواهد داشت( پرموزیک و فارنهام ، 2003).
در طول دهه گذشته تأکید روزافزونی به اهمیت و نقش متغیرهای شخصیت در پیشرفت تحصیلی شده و متغیرهای شخصیتی خاصی را در موفقیت عملکرد تحصیلی مهم می‎دانند( مک آیلاری و بانتینگ ، 2002).
لانس بری، سودارگاس ، گیبسون و لئونگ ،( 2005 )، عنوان کردند که صفات شخصیتی با توانایی تحصیلی دانش‎آموزان یعنی پیشرفت تحصیلی در رابطه است از طرفی این صفات می‎توانند پیش‎بینی کننده ترک تحصیل باشند.
اگر چه ارتباط مستقیمی بین موفقیت در مدرسه و ویژگی‎های شخصیتی به طور گسترده ای مورد مطالعه قرار گرفته است، استفاده از مدل پنج عاملی شخصیت به عنوان چارچوبی برای سازماندهی تحقیقات قبلی پیشنهاد گردیده است( لایدرا و همکاران ، 2007 و کونارد ، 2006). پرموزیک و فورنهام عقیده دارند با توجه به نتایج گسترده پیرامون رابطه میان صفات شخصیتی و پیشرفت تحصیلی می‎توان گفت که پرسش‎نامه نئو می‎تواند سهم مهمی در پیش‎بینی موفقیت تحصیلی باشد.
نتایج تحقیقات نشان می‎دهد که پنج عامل بزرگ شخصیت، می‎تواند به خوبی عملکرد تحصیلی را پیش‎بینی کند( پرموزیک و فارنهام، 2003؛ لایدرا و همکاران، 2007 و کونارد، 2006). به طور مثال نتایج تحقیق پرموزیک نشان می‎دهد که روان‎رنجوری با عملکرد تحصیلی رابطه معکوس دارد، در صورتی که وظیفه‎شناسی و سازگاری، پیشرفت تحصیلی بالایی را به همراه دارد. کاستا و مک‎کری (1992)، بیان کردند که عامل مهم شخصیتی که به طور مداوم می‎تواند پیشرفت تحصیلی را پیش‎بینی کند، گشودگی است، که به پذیرفتن ایده‎های جدید و گرایش به جستجوی تجارب علمی جدید اشاره دارد. بلیکل (1996)، دریافت که گشودگی نسبت به تجارب با عملکرد تحصیلی ارتباط مستقیمی دارد. باربارانلی (2003)، به این نتیجه رسید که ارتباط منفی بین برون‎گرایی و همچنین ارتباط مثبت بین درونگرایی و پیشرفت تحصیلی وجود دارد. همچنین او دریافت که روان‎رنجوری در همه سطوح ارتباط منفی با نمرات دانش‎آموزان دارد. به نظر می‎رسد که اضطراب و نگرانی از عوامل تهدید کننده موفقیت هستند. برون‎گراها نیز ترجیح می‎دهند که فعالیت اجتماعی بیشتری داشته باشند تا فعالیت‎های تحصیلی، که این موضوع می‎تواند تأثیر زیان بخشی در تحصیلات افراد داشته باشند( لیدرا و همکاران، 2007).
هاون و همکاران (2002)، در تحقیق خود بر روی ویژگی‎های شخصیتی نشان داد که بین نوروزگرایی و پیشرفت تحصیلی ارتباط منفی وجود دارد. پائون و آشتون (2001)، نیز نشان دادند که وظیفه‎شناسی و گشودگی دو بعد مهمی هستند که به طور مستقیم با پیشرفت تحصیلی رابطه دارند، از این رو انتظار می‎رود که این ویژگی‎ها همبستگی نیرومندی با سایر عوامل مربوط به پیشرفت داشته باشند. ولی در تحقیقی لاوسون دریافت که گشودگی ارتباط منفی با عملکرد و یادگیری دارد( زویک و وبستر ، 2004). لازم به ذکر است تاریخچه فرد در موفقیت و پیشرفت تحصیلی می‎تواند شخصیت فرد را تحت تأثیر قرار دهد و از طرفی والدین معمولاً در قبال پیشرفت و ویژگی نسبت به فرزندان پاداش می‎دهند. بنابراین پیشرفت تحصیلی و شخصیت به طور دو جانبه و با تقویت یکدیگر می‎توانند زمینه سلامت روانی را فراهم سازند.
2-2-4-7 مشاوره تحصیلی گروهی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان
مشکل پیشرفت تحصیلی در دوره متوسطه یکی از دغدغه های مهم آموزش و پرورش کشور ایران بوده است. تحقیقاتی که در مورد علل عدم پیشرفت تحصیلی دانش آموزان انجام گرفته است، یکی از مهم ترین علت ها نداشتن مهارت های تحصیلی و نبودن خدمات مشاوره ی تحصیلی در مدارس ذکر کرده اند(رجایی، احمدی، عابدی،1390).
آموزش و پرورش هر کشور تلاش می کند تا با توجه به توانایی ها و استعدادهای دانش آموزان آنان را در زمینه ی تحصیلی به طور اخص و در زمینه های مختلف زندگی به طور تعم رشد دهد. بدیهی است که در جهت نیل به این زمینه ها، دانش آموزان با مشکلاتی برخورد می نمایند؛ صاحب نظران راهنمایی و مشاوره بر این باورند که مشاوران با توجه به خدماتی که به دانش آموزان در زمینه های تحصیلی ارایه می دهند، آنان را برای رسیدن به هدف های آموزش و پرورش تسهیل می کنند(شفیع آبادی،1388). راهنمایی و مشاوره تحصیلی موجب بازدهی و کارآمدی بیشتر نظام آموزشی، افزایش پیشرفت تحصیلی و کاهش افت تحصیلی و تقلیل مشکلات رفتاری دانش آموزان می شود. از این رو می توان ادعا کرد که خدمات و فعالیت های مشاوره تحصیلی وصیله ای تسهیل کننده برای رسیدن به هدف های آموزش و پرورش قلمداد می شود(رجایی و همکاران،1390).
مشاوره تحصیلی نوعی رابطه ی یاورانه فردی و گروهی است که به دانش آموزان در شناخت توانایی ها و استعدادها و شیوه ی یادگیری، برنامه ریزی، انتخاب رشته تحصیلی و حل مشکلات آموزشی و انضباطی کمک می کند، تا بدین ترتیب آنان بتوانند توانایی های خود را شکوفا سازند، و از امکانات موجود استفاده بهینه بنمایند، مشکلات تحصیلی خود را حل کنند و با محیط آموزشی سازگار شوند(احمدی،1386). دانش آموزان زمانی در تحصیلات خود موفق خواهند شد که علاوه بر داشتن انگیزه ی تحصیلی، درباره مهارت های تحصیلی از جمله روش های صحیح مطالعه، تکرار و تمرین دروس، یادداشت برداری، خلاصه نویسی و استفاده از منابع اطلاعات درست و کافی داشته باشند(شفیع آبادی،1388). آموزش مهارت های تحصیلی یکی از وظایف مهم مشاوران است، که این مهم را می توان به دو صورت راهنمایی و مشاوره فردی و گروهی به دانش آموزان آموزش داد تا بتوانند، به نحو احسن در زندگی تحصیلی خود به کار گیرند.
پیشرفت تحصیلی یکی از متغیرهای اصلی آموزش و پرورش است و می توان از آن به عنوان شاخص عمده ی سنجش کیفیت آموزش و پرورش یاد کرد. متأسفانه در حال حاضر با توجه به استعدادهای خوبی که در دانش آموزان وجود دارد، این هدف در آموزش و پرورش اتفاق نیفتاده است. بررسی آمارهای مردودی دانش آموزان در دوره متوسطه نشان می دهد که هر ساله حدود 30 درصد از آنان مخصوصاً در سال اول متوسطه مردود می شوند که این مسأله بزرگ ترین نقطه ضعف آموزش و پرورش ما است. پیشینه تحقیقات مختلف حاکی از آن است که مشاوره تحصیلی و گروهی بر افزایش مهارت های تحصیلی و در نتیجه پیشرفت تحصیلی دانش اموزان مؤثر بوده است، بنابراین چنانچه دانش آموزان از ابتدا از خدمات مشاوره ای مخصوصاً در زمینه ی مشاوره تحصیلی استفاده کنند، از پیشرفت تحصیلی بهتری برخوردار خواهند شد(رجایی و همکاران، 1390).
خلاصه فصل:
یکی از نیازهای مهم انسان، نیاز به عزت نفس است. عزت نفس سالم برای کودکان مانند سپری در برابر چالش های دنیا عمل می کند. افرادی که احساس خوبی در مورد خود دارند به آسانی تعارض ها را پشت سر گذاشته، در مقابل فشارهای منفی ایستادگی می کنند و به خوبی می توانند از زندگی لذت ببرند. کلید بسیاری از موفقیت های انسان عزت نفس است و برعکس بسیاری از مشکلات انسان از ضعف آن ناشی می شود. عزت نفس از عوامل اصلی تعیین کننده در شکل دهی الگوهای رفتاری و عاطفی به شمار می آید. عزت نفس گویای نگرش فرد به خود و دنیای بیرونی است(کیم، داشن و بریان ،2001). بسیاری از روان شناسان راه رسیدن به سلامت، کمال و پیمودن مدارج رشد و پیشرفت را در عزت نفس یافته اند. افرادی چون آدلر ، راجرز ، سولیوان و مزلو کمبود عزت نفس را ریشه ی بسیاری از بیماری های روانی دانسته اند. بنابراین، بسیاری از مسائل انسان با عزت نفس او رابطه دارد: اگر به خود بها دهد کم تر دچار افکار آزاردهنده و احساس های منفی شده بین ابعاد مختلف شخصیتی وی هماهنگی ایجاد می شود(امامی، فاتحی زاده و عابدی،1385). در واقع عزت نفس به عنوان یک شاخص برجسته در زندگی قادر است کلیه فعلیت های دانش آموزان از جمله پیشرفت یا افت تحصیلی آنان را تحت تأثیر قرار دهد. دانش آموزانی که احساس ارزشمندی و عزت نفس بالا دارند در مقابل انواع مشکلات و مسایل زندگی، فشارهای روانی، تهدیدات و حوادث ناگوار و بیماری های روانی مقاوم و پایدار خواهند بود(کیم، داشن و بریان،2001).
به طور کلی، باید گفت که با استفاده از برخی مداخلات روانشناختی که مهم ترین آن روش مشاوره گروهی به شیوه ی عقلانی-عاطفی- رفتاری می باشد می توان به افرادی که عزت نفس پایینی دارند و در امر تحصیل نیز دچار افت شده اند کمک کرد. برای این کار لازم است ابتدا سطح عزت نفس افراد با آزمون معتبر مشخص گردد و سپس با استفاده از تکنیک های مختلف و با ایجاد شرایط مناسب به آن ها کمک شود تا سطح عزت نفس خود را افزایش دهند(کیم، داشن و بریان،2001).
بنابراین، همان گونه که در مبانی نظری این پژوهش ذکر گردید روش هایی که برای افزایش عزت نفس به کار می رود الگوی یادگیری اجتماعی نامیده می شود و جهت افزایش عزت نفس و پیشرفت تحصیلی باید در یکی از متغیرهای شناخت، عاطفه ، رفتار و متغیر بیولوژیک تغییر به وجود آورد.چنان که گام ها و مراحل راهبردها به تدریج و با سازماندهی صحیح آموزش داده شوند و امکان درون سازی مطالب برای فرد فراهم گردد، نوجوانان قادر به کاربرد روش ها هستند و این امر موجب افزایش عزت نفس و پیشرفت تحصیلی آن ها خواهد شد.

مطلب مشابه :  افزایش امید به زندگی